#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]
باران که می بارد

دوباره عاشقت می شوم....

با من و باران برقص

با دستهای خیس

چتر را ببند

بگذار تو هم عاشق شوی

کاربران گروه

(1994 کاربر)

مدیران گروه

[نمایش همه]

برچسب‌های کاربری

زیر باران خدا
42770 پست · گروه عمومی · شناسه‌: 88

زیر باران خدا

7
7
خدای من
نه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم کنی
میان این دو گمم
هم خود را و هم تو را آزار میدهم
هر چه قدر تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی
و هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی
خدایا هیچ وقت رهایم نکن...


دیدگاه · 6 روز و 9 ساعت و 1 دقيقه قبل در زیر باران خدا · ش:26971504

·
sina.h
sina.h


دیدگاه ، 9 روز و 6 ساعت و 22 دقيقه قبل در تبلیغات
حــ ا مــ د
حــ ا مــ د
«سلمان» اهل جندی‌شاپور بود، با پسر حاکم وقت رفاقت و دوستى محکم و ناگسستنى داشت، روزى با هم براى صید به صحرا رفتند، ناگاه چشم آن‌ها به راهبى افتاد که به خواندن کتابى مشغول بود.
از او راجع به کتاب مزبور سؤالاتى کردند، راهب در پاسخ آن‌ها گفت: کتابى است که از جانب خدا نازل شده و در آن فرمان به اطاعت خدا داده و نهى از معصیت و نافرمانى او کرده است، در این کتاب از زنا و گرفتن اموال مردم به ناحق نهى شده است، این همان «انجیل» است که بر عیسى مسیح نازل شده است.
گفتار راهب در دل آنان اثر گذاشت و پس از تحقیق بیشتر به دین او گرویدند، به آن‌ها دستور داد که گوشت گوسفندانى که مردم این سرزمین ذبح مى‏کنند، حرام است از آن نخورند.
سلمان و فرزند حاکم وقت روزها هم چنان از او مطالب مذهبى می‌آموختند، روز عیدى پیش آمد، حاکم مجلس میهمانى ترتیب داد و از اشراف و بزرگان شهر دعوت کرد، در ضمن از پسرش نیز خواست که در این مهمانى شرکت کند، ولى او نپذیرفت.
در این باره به او زیاد اصرار کردند، اما پسر اعلام کرد که غذاى آن‌ها بر او حرام است، پرسیدند این دستور را چه کسى به تو داده است؟ راهب مزبور را معرفى کرد.
حاکم راهب را


دیدگاه · 7 روز و 15 ساعت و 54 دقيقه قبل در زیر باران خدا · ش:26960281

·
alireza
alireza
‏ ‏

‏ خداست دیگر
دنبال بهانه برای بخشش می گردد

ولی انسان است دیگر
آغوش شیطان را گرم تر می بیند
‏ ‏.‏ ‏.‏ ‏.‏ ‏
‏ ‏


7a4a4973c1fade50fa6fbd61b68bdcb8-425.jpg
دیدگاه · 9 روز و 12 ساعت و 43 دقيقه قبل در زیر باران خدا · ش:26945654

·
7
7
بیا کلاغ!
مى رسانمت…
من به آخر قصه نزدیکم…


دیدگاه · 14 روز و 11 ساعت و 29 دقيقه قبل در زیر باران خدا · ش:26898779

·
Siavash
Siavash
فقر ، شب را “بی غذا” سر کردن نیست …
فقر ، روز را “بی اندیشه” سر کردن است …
دکتر علی شریعتی


دیدگاه · 17 روز و 8 ساعت و 27 دقيقه قبل در زیر باران خدا · ش:26876466

·
✔مریمـ کامیابـــ
من برای رسیدن به آرامش تنها به تکرار اسم تو بسنده خواهم کرد


93634312527703564170.jpg
2 دیدگاه · 17 روز و 10 ساعت و 9 دقيقه قبل در زیر باران خدا · ش:26876299

·
reza
reza
مردمی که به بهشت ایمان دارند
ولی عجیب
از مرگ میترسند!

اینجا پر است از دست هایی که خسته نمیشوند از نگه داشتن نقاب!

فریدون فرخزاد


10170752_805738969444910_816633195_n.jpg
دیدگاه · 20 روز و 6 ساعت و 23 دقيقه قبل در زیر باران خدا · ش:26849479

·
Siavash
Siavash
وطنم
ایرانم
عید آن روز مبارک بادم
که تو آبادی و من آزادم.


دیدگاه · 24 روز و 23 ساعت و 15 دقيقه قبل در زیر باران خدا · ش:26819379

·
mohsen
mohsen


akhar be dele khak froo khahi shod  [AloneBoy.com].jpg
دیدگاه · 25 روز و 22 ساعت و 8 دقيقه قبل در زیر باران خدا · ش:26815466

·
sina.h
sina.h


دیدگاه ، 9 روز و 6 ساعت و 22 دقيقه قبل در تبلیغات
حــ ا مــ د
حــ ا مــ د
هفت سین


1394797208467687_large.jpg
دیدگاه · 1 ماه و 9 روز و 4 ساعت و 30 دقيقه قبل در زیر باران خدا · ش:26763952

·