#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]

رهگذر

چند سال پیش که عاشقت می شدم رفتارم عادی نبود بیخودی می خندیم و بیخودی دلتنگ می شدم . کسانی که منو می شناختن میگفتن مخش تکون خورده . ولی من به مادرم می گفتم من دلم تکون خورده نه مخم . مادرم می گفت گور بابای مخ.... تو دلت قد صدتا مخ می ارزه ....
بچگی هام خیلی شیطون بودم و پر جنب و جوش همیشه اذیت می کردم و اذیت می شدم به شکل های مختلف پسرای همسایه.... همیشه با هم دعوا می کردیم و دخترای همسایه..... همیشه مبهوت من بودن و نزدیک نمی شدن و فقط نگاهم می کردن .
مادرم فقط صبوری می کرد .
یه وقتايي كه كلافه ميشد تو چشمام نگاه ميكرد و دستشو نشونم ميداد. بهم ميگفت:
"رگ هاي دستم رو نگاه كن دارم پير ميشم تو منو خيلي اذيت كردي ديگه امسال ميميرم از دستت ....
مادرم بر خلاف تو ، خيلي خوب ميشناخت ترس های منو . به ساعت نمي كشيد، كه وقتي خواب بود، ميرفتم و دستشو از زير پتو مي كشيدم بيرون. انقدر رگ هاش رو مي بوسيدم تا بيدار ميشد و منو با لبخند مي كشوند زير پتو.
خوب ميدونست منو فقط ترسِ از دست دادن مي ترسونه.
امروز اما ، من هنوز اون ترس های بچگی رو به همرا دارم .

2018/06/28 - 11:37
پيش نمايش تصوير پيوست شده(اين تصوير کوچک شده است)
نمايش تصوير بزرگتر فقط براي کاربران مقدور است.


مشخصات تصوير
نام تصوير: 3fc1da7461089bea8f703c93ad70ad3e-425.jpg
اندازه تصوير: 425در318 پيکسل
حجم تصوير: 14KB
لينک دانلود:فقط کاربران اجازه دانلود تصوير در اندازه اصلي را دارند.هم اکنون عضو شويد!

دیدگاه
برای مشاهده دیدگاه ها باید وارد شده یا عضو شوید.

64 نفر این را می‌پسندند.

craig paeez zahra_t shirin4 Saghar67 75naser iranvatanman setilovely Icy-boy ixavi maliheh_sr Ar30 sokotbarani Black_rose_91 Del_Shekast saeed17 gholamreza1 Nani aradddd navid_hell ali189462 naghi91 baran33 afshin_7777 yaredivangah HOSSEIN18 vahid_black pooya-66 davinchi masoud-ozil without-u hamedkkk blow aniid t-w-t Daisy mikypop_theboy nasim1 saraaaaaaaaaaaaaa HAMSAFARE-ESHGH rouhollah5613 sony1365 mmss22 7davood f2f fariba-56 Mosafer13 addressee shadi_lk m-ta-benhayt mahsa_vanguard Ali_Master aagriin Kazy4 arezo_N Nilooooofar mohammad_3430 hosein27 kamarkhan 7274 asra18 mahtarad parasto-atlasiha

باز نشر توسط