#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]

habib

″برای خویشتنِ خویشم..
..و این تنهاییِ عمیق انفرادی..″

فکرهای بدون شرحی داشت
آغوش‌ها
جز در شعر به رویش گشوده نمی‌شد
یا مثلاً
همیشه بیراهه‌ها را
به صراط‌های مستقیم ترجیح می‌داد..

تنهایی‌اش باران دیده بود،
عشقش به آغوشی نمی‌ارزید.. و
پاهایش به رفتن..
زنانه می‌نوشت، بی‌آنکه
زبانِ بی‌کسی‌اش را
زنی گاز گرفته باشد..

فکرهای بدون شرحی داشت
شاعری که
تُهمتِ زندگی به او نمی‌چسبید
به سوگِ خدا می‌نِشست.. و همیشه
در اوهامِ سنگِ قبری غوطه می‌خورد
که تنها تعریفش از آن
شعری بود که
سال‌ها پیش برایش نوشته بود..

پی‌نوشت:
از تمامیِ شعرهایم..‌ این شعر برای من
باقی بقای عشق‌ها و تنهایی‌های شما...

20 نفر این را می‌پسندند.

slash mohammadalfa iraj1364 davinchi sirusdivana kolbetanhae 207031 hasanunited GEESOO1 elham60 tak92 seyed-mohamad-ali ti-na alon_star royaroya BARANAMMRRR SenpaiRasuol Maa12 saghar-s96 rodkhaneyebarfi

باز نشر توسط