#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]
481

مشخصات

موارد دیگر
تبســــم
157 پست
11258 بازديد
امتياز : 10693.35
حالت من: ورزشکار
حرفه اي
0.1 پست در روز
زن
مجرد
کدومش؟همون دنده اتوماته رو میگی؟ :))
ايران - البـــرز بودیم نقل مکان کردیم ولایت خودمون :))
دست خودت نیست!دختر که باشی گاهی دوست داری تکیه بدهی،پناه ببری،ضعیف باشی...دست خودت نیست!دختر که باشی،گاهی رهایش می کنی وپشت سرش آب می ریزی وقناعت می کنی به رویای حضورش،به این امید که او خوشبخت باشد... دست خودت نیست!دختر که باشی همه ی دیوانگی های عالم را بلدی... مـــــــــــن دختــــــــــرم!نگاه به بدن وصدای ضعیفم نکن اگر بخواهم تمـــــــــــــــــــام هویت مردانت را به آتش خواهم کشید.......................والاع!!!

افتخارات

دنبال‌کنندگان

(609 کاربر)

گروه ها

(52 گروه)

برچسب ‌های شخصی

。^◕‿◕^   ali    (◕‿-)
。^◕‿◕^ ali (◕‿-)
بعضی وقت ها که ۵ دقیقه زودتر از آلارم گوشی بیدار می شم و خاموشش می کنم. احساس می کنم بمب خنثی کردم.
ینی حالی مییده که نگو{-29-}{-29-}{-15-}



64 دیدگاه · 5 سال و 11 ماه و 14 روز و 9 ساعت و 53 دقيقه قبل در دریای عاشقان · ش:20890133

·
باز نشر توسط tabasom-20 و 8 سایر کاربران
。^◕‿◕^   ali    (◕‿-)
。^◕‿◕^ ali (◕‿-)
یه همکلاسی دختر داشتیم، طفلک خیلی ساده بود. یه روز باهاش قرار داشتیم واسه آزمایشگاه دیر رسیدیم. گفت چرا دیر کردین؟ دوستم گفت: سلف بودیم!
- ساعت 4 عصر؟! سلف که الان تعطیله!
- داشتیم دیگا رو می شستیم!
- دیگ؟! مگه شما باید بشورین؟!
دیدم باور کرده زدم به لودگی: آره! هر ترم قرعه کشی می کنن یه بار تو ترم نوبتت میشه، ما پارتی داشتیم امروز شستیم. بعضیا بدشانسن شب امتحان نوب...تشون میشه!
آقا این رفت تو فکر...
فرداش دیدم عین ماده پلنگ زخمی اومد طرف ما! نگو بعد ناهار رفته تو آشپزخونه سلف التماس و زاری که بزارن دیگ بشوره!
آشپزا فک کردن نذر داره یا خله، گذاشتن بشوره، بعد گفته: بی زحمت اسم منو از قرعه کشی خط بزنین، شب امتحان به من گیر ندین! اونا هاج و واج! قضیه رو گفته آشپزا ترکیدن :))))
سرآشپز سلف سر این جریان همیشه هوامونو داشت و ته دیگ و گوشت قلمبه میذاشت برامون{-29-}{-29-}{-33-}
همچین پسرای باحالی هستیم ما{-7-}{-20-}



15 دیدگاه · 5 سال و 11 ماه و 15 روز و 8 ساعت و 30 دقيقه قبل در دریای عاشقان · ش:20870280

·
باز نشر توسط tabasom-20 و 11 سایر کاربران
。^◕‿◕^   ali    (◕‿-)
。^◕‿◕^ ali (◕‿-)
مادرم تو حیاط بود رفتم وایستادم دارم نگاش میکنم میاد ک از سکو بیاد پایین پاش پیچ میخوره بم میگه کصافط تقصیر تو بود حواسم رو پرت کردی
من!!!
مامانم....{-29-}{-15-}{-15-}



6 دیدگاه · 5 سال و 11 ماه و 15 روز و 17 ساعت و 49 دقيقه قبل در دریای عاشقان · ش:20860809

·
باز نشر توسط tabasom-20 و 8 سایر کاربران
。^◕‿◕^   ali    (◕‿-)
。^◕‿◕^ ali (◕‿-)
چند وقت پیش
به مامانم گفتم تولدمه امشب
گفت برو خونه رو تمیز کن امشب بگم خاله ات اینا بیان
میگم مامان!!
من امروز بدنیا اومدمـــــااااااااااااااااااااا
رفته زیر لحاف میگه منم امروز زائیدمت خستم :| !!‬{-29-}{-15-}{-29-}



14 دیدگاه · 5 سال و 11 ماه و 20 روز و 10 ساعت و 18 دقيقه قبل در دریای عاشقان · ش:20788273

·
باز نشر توسط tabasom-20 و 6 سایر کاربران
。^◕‿◕^   ali    (◕‿-)
。^◕‿◕^ ali (◕‿-)
دیشب پشت چراغ قرمز یه دختره خشگل و ناز توی یه سانتافه بود ...
براش دست تکون دادم ، اونم همینکارو کرد و بوسم برام پرت کرد !
خلاصه عشق وصفا و صمیمیت .. خيلي خوشگل داشت پا ميداد
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
فقط تنها ایرادی که داشت این بود که سنش حدودِ 4 یا 5 سال بود{-29-}{-29-}{-15-}



2 دیدگاه · 5 سال و 11 ماه و 21 روز و 18 ساعت و 40 دقيقه قبل در فــــانــــ ـــوس · ش:20764896

·
باز نشر توسط mmaryam1 و 12 سایر کاربران
。^◕‿◕^   ali    (◕‿-)
。^◕‿◕^ ali (◕‿-)
ی روز بعد از ظهر تو اتاقم بودم ، داشتم کتاب میخوندم . اومدم بیرون میبینم مامانم همینجوری داره میگه خدا رو شکر . گفتم چی شده ؟!
گفتش : دارم خدا رو شکر میکنم که تونستی اعتیادت به اینترنتو ، ترک کنی ...
من:|
منم گفتم : شارژم تموم شده ...خخخخخخ
مامانم:|{-29-}{-15-}{-29-}



1 دیدگاه · 5 سال و 11 ماه و 25 روز و 8 ساعت و 27 دقيقه قبل در دریای عاشقان · ش:20717482

·
باز نشر توسط tabasom-20 و 4 سایر کاربران
。^◕‿◕^   ali    (◕‿-)
。^◕‿◕^ ali (◕‿-)
دختره با خوشحالی استاتوس گذاشته: آخ جون عمه شدم
کامنت پسرا:
عزا عزاس امروز، روز عزاس امروز. خخخخخخخخخخ
عزیزم تسلیت منو بپذیر.
تو خیلی جوون بودی.
امیدوارم عمه یه پسر سرتق نشده باشی...........{-15-}{-29-}{-15-}



1 دیدگاه · 5 سال و 11 ماه و 25 روز و 14 ساعت و 32 دقيقه قبل در دریای عاشقان · ش:20712017

·
باز نشر توسط tabasom-20 و 6 سایر کاربران
。^◕‿◕^   ali    (◕‿-)
。^◕‿◕^ ali (◕‿-)
دخترعمه ام 6 سالشه خورده بود زمین گفتم بیا بوسش كنم خوب شه برگشته میگه : نمیخوام تو زندگی زخم هایى هست كه فقط یه نفر خاص باید بوس كنه تا خوب شه!!! {-15-}{-15-}
اینا بچه نیستن که افعین :|{-29-}{-15-}



2 دیدگاه · 5 سال و 11 ماه و 27 روز و 17 ساعت و 49 دقيقه قبل در دریای عاشقان · ش:20680328

·
باز نشر توسط tabasom-20 و 6 سایر کاربران