#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]
30

مشخصات

موارد دیگر
ثُمیلا
311 پست
541 بازديد
امتياز : 2478.3
حالت من: متعحب
نيمه فعال
3.3 پست در روز


افتخارات

دنبال‌کنندگان

(81 کاربر)

گروه ها

(6 گروه)
ثُمیلا
ثُمیلا
چتر دلتنگی مرا بستی...


چشم هایم هنوز می بینند...



زیر چتر غریبه ها هستی!!!




دیدگاه · 3 روز و 13 ساعت و 51 دقيقه قبل در sheidae · ش:21309221

·
ثُمیلا
ثُمیلا
دارم به بی انصافی ساعت هایی که گذشت فکر می کنم...

به این که هی دکمه های ماشین حسابم را فشار می دهم ؛
اما هنوز نمی دانم چند تا...

دوستت دارم!!!آن وقت تو...بگذریم.



دیدگاه · 3 روز و 13 ساعت و 52 دقيقه قبل در sheidae · ش:21309220

·
ثُمیلا
ثُمیلا
چندی بود سخت می ترسیدم به چشمانت زل بزنم...

می ترسیدم...

درون نگاهت گم شوم...

سخت می ترسیدم!!!

حالا که نیستی...

چقدر حسرت می خورم تا لحظه ای...

تنها لحظه ای در نگاهت غرق شوم...

افسوس...



دیدگاه · 3 روز و 13 ساعت و 54 دقيقه قبل در sheidae · ش:21309219

·
ثُمیلا
ثُمیلا
گم شدن را دوست دارم....



کاش زودتر پیدایت کرده بودم!!!



دیدگاه · 3 روز و 13 ساعت و 58 دقيقه قبل در sheidae · ش:21309218

·
ثُمیلا
ثُمیلا
آنقدر از هم دوریم که وقتی تو به شب می رسی....





....من از سحر گذشته ام!!!!

"زمین را نمی بخشم

که اینگونه می چرخد...."



دیدگاه · 3 روز و 14 ساعت قبل در sheidae · ش:21309217

·
ثُمیلا
ثُمیلا
شده ام معادله ی چند مجهولی...



این روزها هیچ کس از هیچ راهی



مرا نمی فهمد............



دیدگاه · 3 روز و 14 ساعت و 1 دقيقه قبل در sheidae · ش:21309216

·
ثُمیلا
ثُمیلا
دستی تکان نداد وقتی دلم شکست!

باور نمی کنم...شاید نداشت دست!!!.



دیدگاه · 3 روز و 14 ساعت و 2 دقيقه قبل در sheidae · ش:21309215

·
ثُمیلا
ثُمیلا
ماجرا

از چشم های تو شروع شد...

تو

به او نگاه کردی

من

شاعر شدم!........................



دیدگاه · 3 روز و 14 ساعت و 3 دقيقه قبل در sheidae · ش:21309214

·
ثُمیلا
ثُمیلا
"عشق

فانتزی عجیبی است

فانتزی عجیبی در یک اتفاق آرام

در گذر روز به روز گذری

که نامش را زندگی می گذارید

آرام و بی صدا می گذرد

آرام و بی صدا تکرار می شود...

آرام و بی صدا

اتفاق افتاده است و،

نفهمیده ای

حواست نیست

در این زندگی آرام

عاشق شده ای و نفهمیده ای"



دیدگاه · 3 روز و 14 ساعت و 5 دقيقه قبل در sheidae · ش:21309213

·
ثُمیلا
ثُمیلا
در بندرگاه شرجی چشمانت
آوارِ اندوهی است
که شروه خوانی صدجنوب بی سرانجام را
در من می ریزد.
مرا به خانه ات ببر
تا باهم
برگوردسته جمعی ِ آرزوهایی ناتمام
پس لرزه های عشق و مرگ را
ضجه بزنیم!



دیدگاه · 3 روز و 14 ساعت و 8 دقيقه قبل در sheidae · ش:21309212

·