#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]
°°°°°°°°°°°°|/
°°°°°°°°°°°°|_/
°°°°°°°°°°°°|__/
°°°°°°°°°°°°|___/
°°°°°°°°°°°°|____/°
°°°°°°°°°°°°|_____/°
°°°°°°°°°°°°|______/°
°°°°°°______|_______________
~~~~/منتظر حضور گرمتان هستیم
قدرتِ کلماتت را بالا ببر نه صدایت را ؛

این باران است که باعث رشد گلها میشود نه رعد و برق . .

کاربران گروه

(459 کاربر)

مدیران گروه

[نمایش همه]

برچسب‌های کاربری

◕‿◕ سخنان ماندگار 凸(¬‿¬)凸
4728 پست · گروه عمومی · شناسه‌: 2136

◕‿◕ سخنان ماندگار 凸(¬‿¬)凸

mona11
mona11
دوست دارم باشی نه اینکه نگاهت کنم و لذت ببرم از این همه زیبایی نه اینکه بفهمم معنای همه رنگ ها را از چشمات نه اینکه باشی و بگویی تا صدایت ارامم کند نه اینکه دستانت را بگیرم نه اینکه حس کنم که مالک همه دنیا هستم این ها همه بهانه است بهانه میگیرم که باشی تا هر لحظه بودنت حس یک لحظه زندگی به من بدهد آخر تو نباشی من نیستم من بی تو هیچم دوست دارم باشی تا من زندگی کنم چون تو خود خود خود زندگی من هستی خود معنای زنده بودن دوستت دارم و دوست دارم که باشی همین{-35-}


دیدگاه · 17 روز و 8 ساعت و 50 دقيقه قبل در ◕‿◕ سخنان ماندگار 凸(¬‿¬)凸 · ش:21339050

·
ღ⊰⊹ m-a-h-d-i⊹⊱ღ  ☂مـــــدیـــــر گروه  اُتـآقڪـــ  خــیآلے ☂ ⊰⊹ღ
ღ⊰⊹ m-a-h-d-i⊹⊱ღ ☂مـــــدیـــــر گروه اُتـآقڪـــ خــیآلے ☂ ⊰⊹ღ
مرد باشی یا زن ، مرگ تمامت میکند …
انسان باش تا جاودانه زندگی کنی !


3 دیدگاه · 6 ماه و 12 روز و 18 ساعت و 12 دقيقه قبل در ◕‿◕ سخنان ماندگار 凸(¬‿¬)凸 · ش:21279449

·
ღ⊰⊹ m-a-h-d-i⊹⊱ღ  ☂مـــــدیـــــر گروه  اُتـآقڪـــ  خــیآلے ☂ ⊰⊹ღ
ღ⊰⊹ m-a-h-d-i⊹⊱ღ ☂مـــــدیـــــر گروه اُتـآقڪـــ خــیآلے ☂ ⊰⊹ღ
پدر پشت در نقاب خنده هایش را می زند و غم هایش را در جیبش می ریزد و وارد خانه می شود
پدر ناراحتی هایش را پشت روزنامه پنهان می کند
پدر در تمام آینه ها فریاد می زند : “حال من خوب است”
پدر دوستت دارم ها را با چشمانش می گوید چون عشق پدر همیشگی است
پدر ، سایبان لحظه های بارانی
چشمان پدر ، شعری است مردانه
پدر سرباز کهنه کار جبهه های روزگار
پدر برای من همیشه پدر خواهد ماند !!!


دیدگاه · 6 ماه و 12 روز و 18 ساعت و 12 دقيقه قبل در ◕‿◕ سخنان ماندگار 凸(¬‿¬)凸 · ش:21279448

·
ღ⊰⊹ m-a-h-d-i⊹⊱ღ  ☂مـــــدیـــــر گروه  اُتـآقڪـــ  خــیآلے ☂ ⊰⊹ღ
ღ⊰⊹ m-a-h-d-i⊹⊱ღ ☂مـــــدیـــــر گروه اُتـآقڪـــ خــیآلے ☂ ⊰⊹ღ
کسانی که از خود می رنجانیم مثل ساعت هایی میمانند که صبح دلسوزانه زنگ می زنند و در میان خواب و بیداری بر سرشان می کوبیم بعد می فهمیم که خیلی دیر شده !


دیدگاه · 6 ماه و 12 روز و 18 ساعت و 13 دقيقه قبل در ◕‿◕ سخنان ماندگار 凸(¬‿¬)凸 · ش:21279447

·
ღ⊰⊹ m-a-h-d-i⊹⊱ღ  ☂مـــــدیـــــر گروه  اُتـآقڪـــ  خــیآلے ☂ ⊰⊹ღ
ღ⊰⊹ m-a-h-d-i⊹⊱ღ ☂مـــــدیـــــر گروه اُتـآقڪـــ خــیآلے ☂ ⊰⊹ღ
فراموش نکنیم که اگر دلی را بردیم شکستیم ، گذشتیم و رفتیم …
روزگار حافظه خوبی دارد ، هرگز فراموش نمی کند !


دیدگاه · 6 ماه و 12 روز و 18 ساعت و 13 دقيقه قبل در ◕‿◕ سخنان ماندگار 凸(¬‿¬)凸 · ش:21279446

·
ღ⊰⊹ m-a-h-d-i⊹⊱ღ  ☂مـــــدیـــــر گروه  اُتـآقڪـــ  خــیآلے ☂ ⊰⊹ღ
ღ⊰⊹ m-a-h-d-i⊹⊱ღ ☂مـــــدیـــــر گروه اُتـآقڪـــ خــیآلے ☂ ⊰⊹ღ
دلم را به روی عالم و آدم بسته ام …
مگر “دلبستگی” همین نیست ؟


دیدگاه · 6 ماه و 12 روز و 18 ساعت و 13 دقيقه قبل در ◕‿◕ سخنان ماندگار 凸(¬‿¬)凸 · ش:21279445

·
ايران
ايران
بعضی ها عشق خط می کشند...
و...بعضی ها آن..
بعضی ها به پای هم می شوند..
و بعضی ها به دست هم ..
و..
بعضی ها با هم ولی نیستند...


12.jpg
2 دیدگاه · 6 ماه و 28 روز و 5 ساعت و 31 دقيقه قبل در ◕‿◕ سخنان ماندگار 凸(¬‿¬)凸 · ش:21274842

·
ايران
ايران
من در میان موجودات از خیلی می‌ترسم. زیرا ندارد و هم دارد !

ابن سینا


500x374_1418905719121963.jpg
دیدگاه · 9 ماه و 4 روز و 4 ساعت و 51 دقيقه قبل در ◕‿◕ سخنان ماندگار 凸(¬‿¬)凸 · ش:21239553

·
ايران
ايران
مردی همراه پسر ۲۵ ساله‏اش در قطار نشسته بود.به محض شروع حرکت قطار که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد.دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت می کرد فریاد زد : “ پدر نگاه کن درختها حرکت می کنند ” کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک بچه ۵ ساله رفتار می کرد، شده بودند. پسر دوباره فریاد زد: ” پدر نگاه کن دریاچه ، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می کنند.” زوج جوان پسر را با نگاه می کردند.
باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن را کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد:” پدر نگاه کن باران می بارد،‌ آب روی من چکید. زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند : “‌چرا شما برای پسرتان به پزشک مراجعه نمی کنید؟!”
مرد مسن گفت: ” ما همین الان از بیمارستان بر می گردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می تواند ببیند"


13724652_1131215770270760_810502179_n.jpg
1 دیدگاه · 9 ماه و 24 روز و 11 ساعت و 13 دقيقه قبل در ◕‿◕ سخنان ماندگار 凸(¬‿¬)凸 · ش:21225947

·
ايران
ايران
ای که رفتی به ، خبری بود؟
از#آه یتیمان گرسنه، اثری بود ؟
ای بگو، شمش طلا را چه برد ؟
از مردان وطن ، چه کسی خورد؟
ای بگو، مشکل ما، پوشش بود؟
یا آنکه با دل خوش ، شدن بود؟


500x356_1388680587056923.jpg
دیدگاه · 10 ماه و 14 روز و 21 ساعت و 46 دقيقه قبل در ◕‿◕ سخنان ماندگار 凸(¬‿¬)凸 · ش:21214183

·