#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]
19

مشخصات

موارد دیگر
سوفیا
87 پست
419 بازديد
امتياز : 664.35
0.5 پست در روز


افتخارات

دنبال‌کنندگان

(31 کاربر)

گروه ها

سوفیا
سوفیا
با تو بودن را دوست دارم .

گمان نمی کنم عبارت بهتری برای بیان چنین احساسی

به دیگران وجود داشته باشد







دیدگاه · 1 ماه و 5 روز و 11 ساعت و 29 دقيقه قبل در sheidae · ش:21391473

·
سوفیا
سوفیا
از تمام رمز و راز های عشق
جز همین سه حرف ساده
جز همین سه حرف ساده ی میان تهی
چیز دیگری سرم نمی شود

من سرم نمی شود
ولی...

راستی...

دلم
که می شود.......



دیدگاه · 1 ماه و 5 روز و 11 ساعت و 30 دقيقه قبل در sheidae · ش:21391471

·
سوفیا
سوفیا
قرارمان
همین بهار
زیر شکوفه های شعر...
آنجا که واژه ها
برای تو گل می کنند
آنجا که حرف های زمین افتاده ام
دوباره سبز می شوند
و دست های عاشقمان
گره در کارِ سبزه ها می اندازند

قرارمان زیرِ چشم های تو
آنجا که شعر
نم نم شروع می شود...



دیدگاه · 1 ماه و 5 روز و 11 ساعت و 33 دقيقه قبل در sheidae · ش:21391470

·
سوفیا
سوفیا
من عاشق تو نیستم

فقط

تو را به بند بندِ بودنم اضافه کرده ام

چنانکه بی تو

بودنم

دروغ کهنه ایست

شکل زندگی ...



دیدگاه · 1 ماه و 5 روز و 11 ساعت و 36 دقيقه قبل در sheidae · ش:21391469

·
سوفیا
سوفیا
ツ✿
بگذار

آخرین کلام من این باشد

که به عشق تو

اعتماد کنم






دل شکسته




دیدگاه · 1 ماه و 5 روز و 11 ساعت و 38 دقيقه قبل در sheidae · ش:21391468

·
سوفیا
سوفیا
چه هوایی،
چه طلوعی،
جانم ....
باید امروز حواسم باشد
که اگر قاصدکی را دیدم
آرزوهایم را
بدهم تا برساند به خدا ...





دیدگاه · 1 ماه و 5 روز و 11 ساعت و 44 دقيقه قبل در sheidae · ش:21391467

·
سوفیا
سوفیا
خدا کند یک اتفاق خوب بیـفتد وسط زندگیمان
آری همینجا
وسط بی حوصلگی های روزانه مان
نگرانی های شبانه مان
وسط زخم های دلمان ...
آنجا که زندگی را هیچوقت زندگی نکردیم ...

یک اتفاق خوب بیفتد
آنقدر خوب
که خاطرات سالها جنگیدن و خواستن و نرسیدن از یادمان برود…

آنگونه که یک اتفاق خوب همین الان , همین ساعت , همین حالا
از پشت کوه های صبرمان طلوع کند
و غروب همه غصه هایمان باشد


طلوعی که غروبش غروب همه ی غصه هایمان باشد



دیدگاه · 1 ماه و 5 روز و 11 ساعت و 45 دقيقه قبل در sheidae · ش:21391466

·
سوفیا
سوفیا
به ساعت نگاه کردم. شش و بیست دقیقه صبح بود.
دوباره خوابیدم
بعد پاشدم به ساعت نگاه کردم. شش و بیست دقیقه صبح بود.
فکر کردم: هوا که هنوز تاریکه حتما دفعه ی اول اشتباه دیدم! خوابیدم
وقتی پاشدم هوا روشن بود ولی ساعت باز هم شش و بیست دقیقه صبح بود!
سراسیمه پا شدم باورم نمی شد که ساعت مرده باشد!
به این کارها عادت نداشت من هم توقع نداشتم!
آدم ها هم مثل ساعت ها هستند.
بعضی ها کنارمان هستند مثل ساعت. مرتب، همیشگی.
آنقدر صبور دورت می چرخند که چرخیدنشان را حس نمی کنی.
بودنشان برایت بی اهمیت می شود
همینطور بی ادعا می چرخند
بی آنکه بگویند باطری شان دارد تمام می شود
بعد یکهو روشنی روز خبر می دهد که او دیگر نیست



دیدگاه · 1 ماه و 5 روز و 11 ساعت و 45 دقيقه قبل در sheidae · ش:21391465

·
سوفیا
سوفیا
از آدم های اشتباهی
می ترسم
آنها جایی هستند که نباید باشند
کسی هستند که نیستند
و حرف هایی می زنند
که هیچ هم صدا ندارد
و صدا هایشان کلمه
و کلماتشان
معنا
و معناهایشان حافظه
بعضا سایه شان
از خودشان بلند تر است
و بجایشان راه میرود
زندگی میکند
تصمیم می گیرد و
عاشق می شود
اصلا فکر می کنم
آدم های اشتباهی
آدم های دیگر را هم
اشتباه می کنند
بعد یادشان می افتد
اشتباهشان را پاک می کنند
به همین سادگی.



دیدگاه · 1 ماه و 5 روز و 11 ساعت و 48 دقيقه قبل در sheidae · ش:21391464

·
سوفیا
سوفیا
چگونه دست دلم را بگیرم ودر كنار



دلتنگیهایم قدم بزنم



در این خیابان



كه پر از چراغ و چشمك ماشینهاست



...نه آقایان:



مسیر من با شما یكی نیست



از سرعت خود نكاهید



من آداب دلبری را نمی دانم



دیدگاه · 1 ماه و 5 روز و 11 ساعت و 50 دقيقه قبل در sheidae · ش:21391463

·