#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]
641
اطلاعات پروفايل خصوصي است.
S♡ĤEĪĿ( ShΛßGΛŔD)
S♡ĤEĪĿ( ShΛßGΛŔD)
می خواهم به یاد من باشی، اگر تو به یادِ من باشی عینِ خیالم نیست که همه فراموشم کنند...
{-35-}



دیدگاه · 15 روز و 2 ساعت و 38 دقيقه قبل در شبگرد · ش:21296945

·
باز نشر توسط sama_G
S♡ĤEĪĿ( ShΛßGΛŔD)
S♡ĤEĪĿ( ShΛßGΛŔD)
عشق ینی با دست خودت "اجازه بدی" حالتو بگیره
چون اگه عاشق نبودی همونجا میزدی تو دهنش..



دیدگاه · 1 ماه و 9 ساعت و 11 دقيقه قبل در شبگرد · ش:21294565

·
باز نشر توسط sama_G
S♡ĤEĪĿ( ShΛßGΛŔD)
S♡ĤEĪĿ( ShΛßGΛŔD)
احساس

سنگ خارا نیست

که همین طور بماند و

بماند و بماند !


احساس

مثل شاپرک

مثل عطر ، می پرد !


درست توی همان

روزهایی که دوستت دارم

دوستم داشته باش ...



دیدگاه · 1 ماه و 9 ساعت و 14 دقيقه قبل در شبگرد · ش:21294564

·
باز نشر توسط sama_G
S♡ĤEĪĿ( ShΛßGΛŔD)
S♡ĤEĪĿ( ShΛßGΛŔD)
نیما یوشیج چه زیبا گفت:

"فکر را پر بدهید"
و نترسید که از سقف عقیده برود بالاتر
"فکر باید بپرد"
برسد تا سر کوه تردید
و ببیند که میان افق باورها
کفر و ایمان چه به هم نزدیکند...
"فکر اگر پربکشد"،
جای این توپ و تفنگ،
اینهمه جنگ،
سینه ها دشت محبت گردد...
دستها مزرع گلهای قشنگ...
"فکر اگر پر بکشد"
هیچکس کافر و ننگ و نجس و مشرک نیست!
همه پاکیم و رها...



دیدگاه · 1 ماه و 8 روز و 15 ساعت و 35 دقيقه قبل در شبگرد · ش:21292705

·
باز نشر توسط sama_G و mohammadalfa
S♡ĤEĪĿ( ShΛßGΛŔD)
S♡ĤEĪĿ( ShΛßGΛŔD)
ماندن های زیاد خفه می کند
معشوقی را که تطمیع عشق دیگری شده است..
دست از بودن های دور بکش.. و
خودت را تباه معاشقه های فرمالیتۀ کسی نکن که
برای عاشقانه هایش، مخاطب المثنی گرفته است..

مطمئن باش سرانجام
به آب خواهد داد، دسته گل غرورت را،
آغوش فرضی همان معشوقی که...
اختیار حواسش را به دیگری تفویض کرده باشد...






دیدگاه · 1 ماه و 8 روز و 15 ساعت و 57 دقيقه قبل در شبگرد · ش:21292701

·
باز نشر توسط sama_G
S♡ĤEĪĿ( ShΛßGΛŔD)
S♡ĤEĪĿ( ShΛßGΛŔD)
آن که می گفت :
منم بهر تو غم خوارترین!

چه دل آزارترین شد،
چه دل آزارترین...





دیدگاه · 1 ماه و 16 روز و 15 ساعت و 29 دقيقه قبل در شبگرد · ش:21289781

·
باز نشر توسط sama_G و SenpaiRasuol
S♡ĤEĪĿ( ShΛßGΛŔD)
S♡ĤEĪĿ( ShΛßGΛŔD)
کسی در من دیوانه شده،،
دیوانه ای که میخواهد از پنجره به پرواز درآید..
لیوان چایش را در هوا خالی کند..
از چیزهایی لذت میبرد که هیچ کس لذت نمیبرد...
نگهداری از این دیوانه برایم سخت است...
دستهایم را بسته ام....تا او شیشه ها را نشکند.
پاهایم را بسته ام....تا از لبه ی پرتگاه به راه رفتنش ادامه ندهد.
به دهانم چسب زده ام تا او خواب شهر رابهم نزند..
کسی در من دیوانه شده،من از او میترسم.





2 دیدگاه · 1 ماه و 22 روز و 7 ساعت و 20 دقيقه قبل در شبگرد · ش:21286907

·
باز نشر توسط sama_G
S♡ĤEĪĿ( ShΛßGΛŔD)
S♡ĤEĪĿ( ShΛßGΛŔD)
زندگی ،
وزنِ نگاهی ست
که در خاطره ها می ماند ...





دیدگاه · 1 ماه و 22 روز و 7 ساعت و 24 دقيقه قبل در شبگرد · ش:21286902

·
باز نشر توسط sama_G و mohammadalfa
S♡ĤEĪĿ( ShΛßGΛŔD)
S♡ĤEĪĿ( ShΛßGΛŔD)
اثر انگشت‌های ما
از قلب‌هایی که لمس‌شان کرده‌ایم
هرگز پاک نخواهند شد





دیدگاه · 1 ماه و 22 روز و 7 ساعت و 45 دقيقه قبل در شبگرد · ش:21286897

·
باز نشر توسط sama_G
S♡ĤEĪĿ( ShΛßGΛŔD)
S♡ĤEĪĿ( ShΛßGΛŔD)
من دلم میخواهد
که به طغیانی تسلیم شوم
من دلم میخواهد
که ببارم از آن ابر بزرگ
من دلم میخواهد
که بگویم نه نه نه نه
– برویم
– سخنی باید گفت
– جام یا بستر یا تنهائی یا خواب ..





دیدگاه · 1 ماه و 22 روز و 7 ساعت و 47 دقيقه قبل در شبگرد · ش:21286895

·
باز نشر توسط sama_G