#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]
111

مشخصات

موارد دیگر
رهگذر
745 پست
12846 بازديد
امتياز : 6102
حرفه اي
0.5 پست در روز
مرد


افتخارات

دنبال‌کنندگان

(180 کاربر)

گروه ها

رهگذر
رهگذر
من بودم و تو و یک عالمه حرف...
و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!!
کاش بودی ومی فهمیدی
وقت دلتنگی
یک آه
چه وزنی دارد...



7 دیدگاه · 1 سال و 1 ماه و 26 روز و 8 ساعت و 45 دقيقه قبل · ش:21353494

·
رهگذر
رهگذر
اسکارلت:من هیچ وقت در زندگی آدمی نبودم که قطعات شکسته ی ظرفی را با حوصله ی زیاد جمع کنم و به هم بچسبانم و بعد خودم را فریب بدهم که این ظرف شکسته همان است که اول داشته ام...

آنچه که شکست،شکسته و من ترجیح می دهم که در خاطره خود همیشه آن را به همان صورتی که روز اول بود حفظ کنم تا اینکه آن تکه ها را به هم بچسبانم و تا وقتی زنده ام آن ظرف شکسته را مقابل چشمم ببینم...

بر باد رفته...(مارگارت میچل)



1 دیدگاه · 1 سال و 1 ماه و 26 روز و 8 ساعت و 54 دقيقه قبل · ش:21353493

·
رهگذر
رهگذر
مرغِ دلِ ما را که به کَس رام نگردد
آرام تویی!
دام تویی!
دانه تویی تو...!

حبیب خراسانی



دیدگاه · 1 سال و 1 ماه و 26 روز و 9 ساعت و 7 دقيقه قبل · ش:21353465

·
رهگذر
رهگذر
بمان، انار برایت شکسته ام که غمم را

به این بهانه برای تو دانه دانه بگویم



دیدگاه · 1 سال و 1 ماه و 26 روز و 9 ساعت و 9 دقيقه قبل · ش:21353460

·
رهگذر
رهگذر
هـرگز حسـد نبردم بر منصبی و مالی
إلّا بر آن کـه دارد با دلبـری وصالی

سعدی



500x668_1505479270669230.jpg
دیدگاه · 1 سال و 1 ماه و 28 روز و 8 ساعت و 31 دقيقه قبل · ش:21352473

·
رهگذر
رهگذر
به این فکر میکنم که چگونه
عشق در قلب هایمان گم میشود.!؟
آنچنان که یخ میزنیم از سردی دل های
بی احساس؛
آنچنان که غریبه میشویم در میان دلبستگی هایمان....
من گاهی فکر میکنم که
در میان بیابان به درختی خشکیده آب میدهم
به این امید که از شاخه های پیر و فرتوتش
شکوفه بروید.
من گاهی به پیر شدن نه از گذشت سال ها، که یک شبه
و به مرگ رویاهایم می اندیشم.
گمان میکردم از ترک خوردن قلبم خواهم مرد !
اما هنوز چونان آخرین برگ یادگاری از تابستان ،که آمدن پاییز را باور ندارد سرسختانه
به شاهرگ زندگی چسبیده ام
تا شاید باز
زندگی را
زندگی کنم.....



3jokes_god-paint-(2)-741278.jpg
8 دیدگاه · 1 سال و 2 ماه و 13 روز و 22 ساعت و 27 دقيقه قبل · ش:21344048

·
رهگذر
رهگذر
تو خیلی خوب بلد بودی اَدای آدم هایی را در بیاوری که عاشقند...



2 دیدگاه · 1 سال و 2 ماه و 17 روز و 22 ساعت و 1 دقيقه قبل · ش:21341561

·
رهگذر
رهگذر
اندیشیدن
بہ تو
گرانبهاترین سكوٺ من اسٺ
طولانی‌ترین و پرهیاهوترین
سكوٺ...



1 دیدگاه · 1 سال و 2 ماه و 17 روز و 22 ساعت و 10 دقيقه قبل · ش:21341560

·
رهگذر
رهگذر
تاثير بعضيا تووی زندگی آدم بيشتر از يه اسمه، بيشتر از مدت حضورشونه. انقدر زياد كه يه روز به خودت ميای و می‌بينی همه‌ی فكر و ذكرت شده يه نفر!
شايد اون يه نفر، هيچوقت نفهمه كه باعث چه تناقضی توی زندگيت شده، اما تو می‌دونی كه اون، تنها دليل تنهاييت بوده و تو، توی همه‌ی تنهايیات به اون پناه بردی.
آرزو دادی... خاطره گرفتی!
.
آدما، با آرزوهاشون به دنيا ميان، با خاطره‌هاشون می‌ميرن.
كاش، آخرين خاطره‌ای كه قبل از مرگ به ياد
ميارم، تو باشی.



1 دیدگاه · 1 سال و 2 ماه و 22 روز و 21 ساعت و 24 دقيقه قبل · ش:21339051

·
رهگذر
رهگذر
به وسوسه هایم فکر مى کردم. به آن شیوه کولى وار زندگى که دلم مى خواهد داشته باشم و ندارم. به نوعى رهایى، سبکى، بى دغدغدگى ... به یک روستا، یک مزرعه، یک دشت که بشود تمامش را دوید. به خستگى جسم، به خواب و به مرگ حتى ... به آدمهایى فکر کردم که قضاوتهارا گذاشته اند کنار و براى خودشان کولى شده اند ... اگر الان نه، پس کى؟



2 دیدگاه · 1 سال و 3 ماه و 6 روز و 15 ساعت و 18 دقيقه قبل · ش:21333135

·