رمز عبور خود را فراموش کرده ام !





آخرین فعالیت ها


maryam
mary333
همیشه واسه گلی خاک یشم که اگه به آسمون رسید، بدونه ریشه اش کجاست

ruzbeh
ruzbeh
اندازه ی گریه گنجشک دوست دارم، هر چند گریه گنجشک کوچک به نظر میاد، اما گنجشکا همراه اشکاشون زندگیشونو هم هدیه میکنند

maryam
mary333
میگند دل آدما ادازه ی مشتشونه، پس چه جوری یه دنیا عشق، یه دریا مهربونی تو دلت جا شده؟

Shukofe
moribund
یارومیره حموم اینور نیگا میکنه میبیننه لیفش نیست اونور نیگاه میکنه میبینه لیفش هست{-133-}:دی

maryam
mary333
عاقلان نقطه ی پرگار وجودند ولی، عاشقانند که در این دایره سرگرداننده

morteza
morteza71
بگذاربه غم دل بسپارم1بی تو
ابری تر ازاسمان ببارم1بی تو
دراطلس سرنوشت من"معنی عشق
قلبی ست که دوستش ندارم "بی تو.

ali
alijuana
@lili2822lili
بهشت می تواند

کسی باشد که دوستش داری!

کسی که دوستش داری

می تواند بهشت باشد،

حتا اگر

بجای نهرهای شیر و عسل

غروبها

با قرصی نان تازه به خانه بیاید .



..رویا شاه حسین زاده..

ruzbeh
ruzbeh
به اندازه ی یک کیلو خاک شیر دوست دارم، حالا بشمار چندتا دوست دارم!

ruzbeh
ruzbeh
سکوت یعنی یه حرف که تو دلمه، یعنی یه حرف که تو دلمه، یعنی یه اسم که رو لبمه، یعنی یه شرم که تو چشمامه، یعنی یه آرزو که تو سینمه، یعنی دوستت دارم

arti
aRtImAn
از هجوم روشنايي شيشه هاي در تكان مي خورد.
صبح شد، آفتاب آمد.
چاي را خورديم روي سبزه زار ميز.

ساعت نه ابر آمد، نرده ها تر شد.
لحظه هاي كوچك من زير لادن ها نهان بودند.
يك عروسك پشت باران بود.


ابرها رفتند.
يك هواي صاف ، يك گنجشك، يك پرواز.
دشمنان من كجا هستند؟
فكر مي كردم:
در حضور شمعداني ها شقاوت آب خواهد شد.

در گشودم:قسمتي از آسمان افتاد در ليوان آب من.
آب را با آسمان خوردم.
لحظه هاي كوچك من خواب هاي نقره مي ديدند.
من كتابم را گشودم زير سقف ناپديد وقت.
نيمروز آمد.
بوي نان از آفتاب سفره تا ادراك جسم گل سفر مي كرد.
مرتع ادراك خرم بود.

دست من در رنگ هاي فطري بودن شناور شد:
پرتقالي پوست مي كندم.
شهرها در آيينه پيدا بود.
دوستان من كجا هستند؟
روزهاشان پرتقالي باد!

پشت شيشه تا بخواهي شب .
در اتاق من طنيني بود از برخورد انگشتان من با موج،
در اتاق من صداي كاهش مقياس مي آمد.
لحظه هاي كوچك من تا ستاره فكر مي كردند.
خواب روي چشم هايم چيز هايي را بنا مي كرد:
يك فضاي باز ، شن هاي ترنم، جاي پاي دوست ....

سهراب سپهری
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

چـه کـسـانـی ایـنـجـا هـسـتـنـد ؟

(285) کاربر


کـــاربــران مـحــبــوب

همه >>


گـــروه هــای فــعــال

همه >>

تبلیغات

ارسال سفارش >>