نسخه‌ی قابل چاپ
(شنبه 28 مهر 1397)

سالها رفت و هنوز
يک نفر نيست بپرسد از من
که تو از پنجره عشق چه ها مي خواهی
صبح تا نيمه ی شب منتظری
همه جا می نگری
گاه با ماه سخن میگويی
گاه با رهگذران
خبر گمشده اي مي جويی
راستي گمشده ات کيست؟کجاست؟
صدفي در دريا است؟
نوري از روزنه فرداهاست؟
يا خدايي است که از روز ازل پنهان است؟
بارها آمد و رفت
بارها انسان شد
وبشر هيچ ندانست که بود
خود اوهم به يقين آگه نيست
چون نمي داند کيست
چون ندانست کجاست چون ندارد خبر از خود که خداست

{-35-}
ارسال شده توسط mahtarad در تاریخ 1397/07/19 - 18:42
لینک مستقیم : http://delshekaste.com/view/post:21407258/سالها رفت و هنوز يک نفر نيست بپرسد از من که تو از...html
در عـطـر یــاس