نسخه‌ی قابل چاپ
(چهارشنبه 07 فروردین 1398)

کاش می‌شد به نقطه‌ی ندانستن برگشت. به آن اولین دوراهی که از آنجا به بعد را اشتباه رفته‌ام. به آن روزهایی که هنوز خواب می‌دیدم. بعد به تمام دوراهیهای زندگیم فکر می‌کنم و می‌بینم حوصله ندارم باز 18 ساله و احمق باشم. حوصله ندارم تمام این مسیر را بروم. می‌بینم که از همین اشتباههاست که داستانهایم را دارم. دخترم را. او را. خانه‌ام را با دیوار ارغوانی‌اش و این جمعیت گلدانها را. می‌بینم نمی‌توانم به آغاز برگردم.....
ارسال شده توسط reza_1371 در تاریخ 1397/04/12 - 13:17
لینک مستقیم : http://delshekaste.com/view/post:21399102/کاش می‌شد به نقطه‌ی ندانستن برگشت به آن اولین دور...html