نسخه‌ی قابل چاپ
(دوشنبه 28 خرداد 1397)

حسين پناهي گفت :
به مکه که رفتم، خيال ميکردم ديگر تمام گناهانم پاک شده است، غافل از اينکه تمام گناهانم گناه نبوده و تمام درست هايم به نظرم خطا انگاشته و نوشته شده بود!...
درمکه ديدم خدا چند ساليست که از شهر مکه رفته و انسانها به دور خويش ميگردند!...
در مکه ديدم هيچ انساني به فکر فقير دوره گرد نيست، دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خويش را بزدايد، غافل از اينکه آن دوره گرد، خود خدا بود!...
درمکه ديدم خدا نيست و چقدر بايد دوباره راه طولاني را طي کنم تا به خانه خويش برگردم! درهمان نماز ساده خويش تصور خدا را در کمک به مردم جستجو کنم!
آري شاد کردن دل مردم همانا برتر از رفتن به مکه اي است که خدايي در آن نيست...
ارسال شده توسط alihasani813 در تاریخ 1397/02/30 - 09:27
لینک مستقیم : http://delshekaste.com/view/post:21393178/حسين پناهي گفت : به مکه که رفتم، خيال ميکردم ديگر...html
در قلبهای مهربون