نسخه‌ی قابل چاپ
(جمعه 27 مهر 1397)

روزهای نبودنت را طوری می‌گذرانم،
که حتی زمان به عبور خودش شک کند.

مثل مسافری که از پنجره ی قطار ِ در حال حرکت،
قطاری که ایستاده را می‌بیند.

تنها نگرانم این لحظه ی متوقف،
در حقیقت ِ تو سالها طول بکشد.

با چشمهایی ضعیف و قلبی ضعیف تر برگردی،
گمان کنی من جوان مانده ام.

برای تکاندن ِ خاک، بر شانه ام بزنی
و فرو ریختنم تو را بترساند.
ارسال شده توسط erfan-er در تاریخ 1397/02/29 - 23:54
لینک مستقیم : http://delshekaste.com/view/post:21393175/روزهای نبودنت را طوری می‌گذرانم، که حتی زمان به ع...html
در sheidae