نسخه‌ی قابل چاپ
(جمعه 27 مهر 1397)

ما طلب عشق ز یار کردیم و سرانجام
ترک ما گفت و بسی ساده گذر کرد
در شگفتم زین حکایت
تا نبستی دل و دین
آسمانت آبیست
تا که نا گه ببازی دل و دین
به یک چشم و به یک مو
به یک ناز و کرشمه
یا به یک حس فراتر
پر و بالت بچیند دلبر
هر دم او زخمی زند بر دل و بر خاطر تو
همچو یک سیل مهیب بر دل و جانت زند
دل و دینم ببرد عقل و هوشم ستاند
زین همه زجر و عذاب
حسرت و خون جگر او به ما هیچ نداد
ترک ما گفت و بسی ساده گذر کرد
این چه ظلمیست که بر جانم روا کرد
ارسال شده توسط zoia در تاریخ 1397/02/17 - 18:32
لینک مستقیم : http://delshekaste.com/view/post:21388938/ما طلب عشق ز یار کردیم و سرانجام ترک ما گفت و بسی...html
در ღೋ اُتـآقڪ خــیآلے ೋღ