نسخه‌ی قابل چاپ
(جمعه 31 شهریور 1396)

″برای خویشتنِ خویشم..
..و این تنهاییِ عمیق انفرادی..″

فکرهای بدون شرحی داشت
آغوش‌ها
جز در شعر به رویش گشوده نمی‌شد
یا مثلاً
همیشه بیراهه‌ها را
به صراط‌های مستقیم ترجیح می‌داد..

تنهایی‌اش باران دیده بود،
عشقش به آغوشی نمی‌ارزید.. و
پاهایش به رفتن..
زنانه می‌نوشت، بی‌آنکه
زبانِ بی‌کسی‌اش را
زنی گاز گرفته باشد..

فکرهای بدون شرحی داشت
شاعری که
تُهمتِ زندگی به او نمی‌چسبید
به سوگِ خدا می‌نِشست.. و همیشه
در اوهامِ سنگِ قبری غوطه می‌خورد
که تنها تعریفش از آن
شعری بود که
سال‌ها پیش برایش نوشته بود..

پی‌نوشت:
از تمامیِ شعرهایم..‌ این شعر برای من
باقی بقای عشق‌ها و تنهایی‌های شما...
ارسال شده توسط havij در تاریخ 1396/06/05 - 12:05
لینک مستقیم : http://delshekaste.com/view/post:21295022/″برای خویشتنِ خویشم و این تنهاییِ عمیق انفرادی″ ...html
در ღೋ اُتـآقڪ خــیآلے ೋღ