نسخه‌ی قابل چاپ
(جمعه 31 شهریور 1396)

جمعه
جایی حوالیِ جنوبِ شهر
فاحشه‌ای است پریده رنگ.. که
از تنازعِ بقای نداری‌ها
حالش به هم می‌خورد..
دست به دامانِ هفت قلم می‌شود تا
چهره‌اش مشتری مدار شود.. مـبادا
کسب و کارش از رونق بیافتد..

جمعه
جایی در شمالِ شهر
اجتماعی است لولیده در هم که
از مویرگ به مویرگ‌شان،
لذت به توانِ یک س.ک.سِ گروهی
در جریان است...
.
.
زندگی..!
آمد و نیامد دارد..
یکی لذت می‌سازد تا زندگی کند..
یکی زندگی می‌کند ..تا
لذت بی‌صاحب نماند.
ارسال شده توسط havij در تاریخ 1396/06/04 - 18:41
لینک مستقیم : http://delshekaste.com/view/post:21294894/جمعه جایی حوالیِ جنوبِ شهر فاحشه‌ای است پریده رنگ...html
در ღೋ اُتـآقڪ خــیآلے ೋღ