نسخه‌ی قابل چاپ
(جمعه 03 آذر 1396)

در اواخر بیست و یک سالگی
در حال فراموش کردنم!
اصلا دلم میخواهد تمام بیست ویک سال گذشته را مچاله کنم .
و طوری که امروز متولد شدم از نو شروع کنم....
سالهای کودکی را تا میتوانم بچگی کنم..
و وحشتناکترین ارتفاع شانه ی پدرم باشد ....
در کوچه با پیراهن گلدار برقصم.
دور خانه بچرخم و مادرم قاشقش ماست در دهانم بگذارد!
و زندگی کنم به معنای واقعی ...وهجده سالگی اما ..
باید
شش دانگ حواسم به خودم باشد
ممکن است
عاشقت شوم
و احتمالش هست
تا آخر زندگیم درگیرت باشم !

ارسال شده توسط SARA1212 در تاریخ 1396/05/08 - 00:15
لینک مستقیم : http://delshekaste.com/view/post:21285246/در اواخر بیست و یک سالگی در حال فراموش کردنم! اص...html