#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]

پرستو

هیچ وقت بهترین دوست کسی نبودم. حتی بهترین دوست بهترین دوستام. حتی بهترین دوست کسی که خیلی دوستش دارم. من از اون دسته آدم‌هایی نیستم که موندگار میشن، میچسبن یک جایی گوشهٔ ذهن شما و کنده نمیشن. قیافه‌ام، لباس پوشیدنم و حرف‌هایی که می‌زنم خیلی معمولی هستن. تنها چیز غیر معمولی که تو خودم سراغ دارم زود اطمینان میکنم و زود دل میبندم. من هیچ ایده‌ای ندارم برای نجات دادن دنیا. خیال‌پرداز خوبی نیستم. همه چیز و همون شکلی می‌بینم که هست و همه رو همونجوری می‌پذیرم که هستن. کسی رو سوال پیچ نمی‌کنم. اصراری ندارم که کسی خودش، دنیای شخصیش یا گذشته و حالش رو تمام و کمال برام توضیح بده. فکر می‌کنم اگر لازم باشه چیزی رو بدونم آدم‌ها خودشون میان و همونقدری که لازمه در موردش برام حرف می‌زنن. بله. من مدت هاست که هیچ اصراری ندارم به هیچ چیزی. اصراری ندارم به برآورده شدن خواسته‌هام. اصراری ندارم به اینکه اگر خیلی دلتنگش می‌شم، خیلی دلتنگم بشه. اگر خیلی دوستش دارم، دوستم داشته باشه. اصراری ندارم به فهمیده شدن، به درک شدن، به اینکه یکی گوش باشه برای غصه‌های کوچکم. اصراری ندارم به غافلگیر شدن، به عوض کردن اطرافیانم، به اثبات درست بودن عقایدی که خودم هم هیچ اطمینانی ندارم به درست بودنشون. حتی اصراری ندارم به زنده بودن، به زنده موندن. من معمولی‌ام و معمولی بودن هیچ غمگین نیست به نظرم. معمولی بودن فقط خیلی معمولیه. معمولی بودن شاید‌‌ همون دلیلیه که باعث میشه بهترین دوست کسی نباشم. کسی که وقتی از هم پاشیده‌ای بهش زنگ بزنی و بگی: بیا جمعم کن. شاید این معمولی بودنم خوب باشه برای بقیه. یکجوری که جای خالیم نه به چشمشون بیاد، نه بگذاره هیچ دردی بپیچه توی دلشون. درباره »
94

مشخصات

موارد دیگر
پرستو
137 پست
5312 بازديد
امتياز : 4319.85
حرفه اي
0.1 پست در روز
زن
متاهل
ديپلم
ايران - تهران
هیچ وقت بهترین دوست کسی نبودم. حتی بهترین دوست بهترین دوستام. حتی بهترین دوست کسی که خیلی دوستش دارم. من از اون دسته آدم‌هایی نیستم که موندگار میشن، میچسبن یک جایی گوشهٔ ذهن شما و کنده نمیشن. قیافه‌ام، لباس پوشیدنم و حرف‌هایی که می‌زنم خیلی معمولی هستن. تنها چیز غیر معمولی که تو خودم سراغ دارم زود اطمینان میکنم و زود دل میبندم. من هیچ ایده‌ای ندارم برای نجات دادن دنیا. خیال‌پرداز خوبی نیستم. همه چیز و همون شکلی می‌بینم که هست و همه رو همونجوری می‌پذیرم که هستن. کسی رو سوال پیچ نمی‌کنم. اصراری ندارم که کسی خودش، دنیای شخصیش یا گذشته و حالش رو تمام و کمال برام توضیح بده. فکر می‌کنم اگر لازم باشه چیزی رو بدونم آدم‌ها خودشون میان و همونقدری که لازمه در موردش برام حرف می‌زنن. بله. من مدت هاست که هیچ اصراری ندارم به هیچ چیزی. اصراری ندارم به برآورده شدن خواسته‌هام. اصراری ندارم به اینکه اگر خیلی دلتنگش می‌شم، خیلی دلتنگم بشه. اگر خیلی دوستش دارم، دوستم داشته باشه. اصراری ندارم به فهمیده شدن، به درک شدن، به اینکه یکی گوش باشه برای غصه‌های کوچکم. اصراری ندارم به غافلگیر شدن، به عوض کردن اطرافیانم، به اثبات درست بودن عقایدی که خودم هم هیچ اطمینانی ندارم به درست بودنشون. حتی اصراری ندارم به زنده بودن، به زنده موندن. من معمولی‌ام و معمولی بودن هیچ غمگین نیست به نظرم. معمولی بودن فقط خیلی معمولیه. معمولی بودن شاید‌‌ همون دلیلیه که باعث میشه بهترین دوست کسی نباشم. کسی که وقتی از هم پاشیده‌ای بهش زنگ بزنی و بگی: بیا جمعم کن. شاید این معمولی بودنم خوب باشه برای بقیه. یکجوری که جای خالیم نه به چشمشون بیاد، نه بگذاره هیچ دردی بپیچه توی دلشون.

افتخارات

دنبال‌کنندگان

(149 کاربر)

گروه ها

(5 گروه)
پرستو
پرستو
دل شکسته


هربار که دلتنگت می‌شوم
ستاره ای از آسمان سقوط می‌کند،
و آنقدر دلتنگت شدم
که آسمان تاریک شد...



1 دیدگاه · 2 روز و 20 ساعت و 59 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21421060

·
پرستو
پرستو
دل شکسته


اینجا زنی هر روز
بال هایش را می چیند
به اداره می رود
موهایش را هرس می کند
به گلدانها آب می دهد
و قلب زخمی اش را به رختخواب می برد

تیری که قلب را می شکافد
چقدر فرصت خواهد داد
تا آخرین خداحافظ را بگویی
زنی که هر روز
پانسمانش را عوض می کند
و آرامبخش قوی تری می خورد
چقدر در برابر مرگ
دوام خواهد آورد

فرق نمی کند
چقدر انتظار کشیده باشی
چقدر عاشق باشی
زندگی درست لحظه ای که می خواهد، تمام می شود
چقدر دست هایم کوتاه است
آن قدر که فکر می کنم
باید چهار پایه ای بگذارم
و گره طناب را محکم تر کنم.

# مهسا_فعال



1 دیدگاه · 17 روز و 3 ساعت و 24 دقيقه قبل · ش:21418865

·
پرستو
پرستو
دل شکسته


غمگین ترین زن همه‌ی قصه ها منم
وقتی که آرزوی تمام تنم تویی...

مردی که زخم میزند و میرود ولی....
هرشب تویی، دوباره تویی، بازهم تویی

| اهورا فروزان |



دیدگاه · 1 ماه و 12 روز و 8 ساعت و 14 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21415222

·
پرستو
پرستو
دل شکسته


مبادا پشت نبودنهایت تنهایم بگذاری ،
من هنوز به همه تنهائیم عادت نکرده ام ...
نگاه کن !
تنم از درد یخ می زند و چشمهایم از اندوهی گسترده تاول ،
و باز میان تمام لحظاتم تو را تمنا می کنم ...
تا دستهایت را روی گونه هایم بگذاری ،
میان خیالی که همیشه خالی مانده است .
و من چقدر دلم گرفته است از توئی که همیشه هستی !
با خاطراتی که دست از سرم برنمی دارند تا در غربت این چاه بی نشان
به تنهائیم عادت کنم ...
چقدر دلم برای همیشه بودنهایت تنگ شده !!!
برای صدائی که هرروز چشم به راهش بوده ام !!!
و برای دستهائی که ادامه اش به قلبم می رسد تا احساسم کنی !!!
و افسوس که فاصله ها بی رحم اند ، بی رحم و طغیان گر .
بگذار دوست داشتنهایم را بگریم ...
مثل همیشه هائی که بغض کردم و گریستم ،
مثل همیشه هائی که خواستم سر روی شانه هایت بگذارم و بگریم .
همیشه هائی که خواستم ولی نبودی .
مثل امروز که می خواهمت ولی نیستی !!! ....



دیدگاه · 2 ماه و 24 روز و 4 ساعت و 24 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21410164

·
پرستو
پرستو
دل شکسته


وقتی كسی ناگهانی وارد زندگیت می‌شه، باید همیشه آماده باشی تا همونقدر ناگهانی ترکت کنه.
کاش، اونقدر قدرت داشتم تا مدت حضور آدمای توی زندگیم رو خودم تعیین كنم.
اونوقت به بعضیا سلام نکرده، پشت می‌کردم و بعضیا رو واسه شنیدنِ «خداحافظ»، حسرت به دل می‌ذاشتم.
حس بدیه اینکه هرگز درجه‌ی اهمیتت رو توی زندگی کسی که بهش فکر می‌کنی نفهمی...

پویا جمشیدی



1 دیدگاه · 2 ماه و 26 روز و 7 ساعت و 8 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21409907

·
پرستو
پرستو
دل شکسته


آن روز ها خوب یادم هست. چه روز های قشنگی بود.
یادت می آید؟
وقتی برای اولین بار صدایت را شنیدم صدایم میلرزید!
چنان تپش قلبی به من دست داده بود که خیال می کردم قلبم از سینه بیرون می زند.
یادت می آید؟
آن روز به تو گفتم اگر روزی تو را ببینم بی شک می گریم. تو گفتی چرا؟و من هیچ نگفتم!
تو گفتی چشم هایت چه؟! و من گفتم اشک زیبایشان می کند!
در تمام لحظاتم از خدا میخواستمت. می خواستم!می دانی یعنی چه؟!
اما حالا حس می کنم همه چیز تمام می شود.تمام می شود و من را با خود می برد
و تو!
آگاهم دوباره تکرار می کنی میمیرم!
اما اینبار تفاوت دارد...
نیستی ببینی این روز ها چشم هایم همیشه زیبایند.چه خواستنی شده اند!
دیشب خدا در گوشم زمزمه میکرد. چه صدای زیبایی داشت!!
راستی دیشب خدا من را در آغوش گرفت! آرزویم را برآورد.یادت که هست؟! آرزوی همیشگی ام بود.
دیشب چیزی گفت و خیالم را تا ابد راحت کرد. گفت:
او بدون تو می ماند و خوشبخت خواهد بود.
مانند گل های یاس...



2 دیدگاه · 3 ماه و 14 روز و 18 ساعت و 6 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21407157

·
پرستو
پرستو
دل شکسته


امشب
غمگینانه ترین سطرها را
می نویسم:
دوستش داشتم و
او نیز
گاهی، دوستم می داشت!





1 دیدگاه · 3 ماه و 21 روز و 12 ساعت و 31 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21405828

·
پرستو
پرستو
دل شکسته


دلتنگي
درختي بود در من
كه با هر متر دورتر شدنت
بزرگ تر مي شد
امروز
سال هاست كه نديدمت
شاخه هاي درختي
از دهانم بيرون زده است
و پرنده ها
لا ب لاي موهايم
لانه كرده اند
مي خواهم بگويم
دلتنگت هستم
اما درخت ها
كه حرف نمي زنند



دیدگاه · 4 ماه و 6 روز و 11 ساعت و 15 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21403860

·
پرستو
پرستو
دل شکسته


نمى دانم اين فاصله ى پُر غم
اندوهت را اشك كرد يا خنده
اما يك نفر هنوز
در مدارِ عشق
به دورِ تو مى گردد
يك نفر هنوز
عطر تو را به زندگى مى پاشد
تا هر روز
شادى بر روى لبخندش نمايان شود
شايد ديگر دلتنگ نباشى و
در پَسمانده هاى ذهنت دفن شده باشم
اما اين را بدان
يك نفر هر روز
از پشت كوه هاى دورى و دلتنگى
مدام تو را فرياد مى زند.



دیدگاه · 4 ماه و 29 روز و 5 ساعت و 9 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21401800

·
پرستو
پرستو
دل شکسته


رایا تو در مورد دلتنگی چی میدونی؟
از حفره های دردناک توی دل آدما خبر داری؟
از سایه ای که تمام روز ازش فرار میکنن و قبل از خواب پشت پلکشون می بیننش شنیدی؟
از فلسفه ی دردناک کلمه ی سه حرفی کاش کسی برات حرف زده؟
دلتنگی یه زخم پنهانه رایا.
یه سرطان بی نشونه.
آدمای دلتنگ شبیه بقیه ی آدمان.راه میرن.میخندن. لذت میبرن. و تو هیچ وقت از ظاهر آرومشون نمیتونی بفهمی پشت این رد پاها و ته این خنده ی بلند چه ای کاش بزرگی جا مونده...

دلم تنگ است به وسعت دریا برای کسی که نمیدانم کیست و کجاست...





2 دیدگاه · 4 ماه و 30 روز و 9 ساعت و 44 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21401737

·