#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]
1039

مشخصات

موارد دیگر
❀❀❤ ŋązїlą ❤ مدیر ارشد حس بارانی و قــღـلبـهـای مـღــهربـون ❀❀
10323 پست
44602 بازديد
امتياز : 208457.65
حالت من: مهربون
حرفه اي
6.1 پست در روز
زن
متاهل
کارمند
Sony Xperia Z
ليسانس
ايران - - ı̴̴̡̡̡ ̡͌l̡̡̡ ̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡
گاهی وقتا از نردبان بالا میریم تا دستهای خدارا بگیریم غافل از اینیم خدا پایین ایستاده و نردبان را محكم گرفته كه ما نیفتیم...

افتخارات

دنبال‌کنندگان

(1391 کاربر)

گروه ها

(126 گروه)

خداوندا... مگر نه اینکه من نیز چون تو تنهایم پس مرا دریاب و به سوی خویش بازگردان دستان مهربانت ..

❀❀مدیرارشد گروه  حس بارانی ❀❀✿۩۞    مسعود عرفانی  ۩✿
❀❀مدیرارشد گروه حس بارانی ❀❀✿۩۞ مسعود عرفانی ۩✿
عاشقانه های من کوتاه است
اما …
نگاه تو
نبض احساس شعر من است
و شهد نگاهت را فقط واژه های شعر من خواهند فهمید ....




Divaneh[www.atrebaroon.blogfa.com].jpg
2 دیدگاه · 3 ماه و 29 روز و 19 ساعت و 42 دقيقه قبل در حس بارانی · ش:21240855

·
باز نشر توسط mohammad50 و 5 سایر کاربران
Faeze
Faeze
یه روز صبح

از خواب بلند میشی و متوجه میشی

هیچ حسی به گذشته و آدمهای گذشته نداری.

دیگه میتونی واسه همشون آروزی خوشبختی کنی.

یک جور رهایی و بی احساسی کامل.

از اون به بعد با کسی جر و بحث نمی کنی

و

از همه چیز ساده می گذری.



مردم بهش میگن قوی شدن

اما

من میگم سـِر شدگی !



108736.jpg
15 دیدگاه · 5 ماه و 17 روز و 21 ساعت و 13 دقيقه قبل در غُروبِ دِلــتـَنگے · ش:21209737

·
باز نشر توسط iraj1364
امیر علیزاده
امیر علیزاده
لبخند تو در چشم من انگار شراب است...
این شاعر عاشق...به همان،خنده خراب است.
من عاشق عشقم...چه بسوزم...چه بسازم...
عشق است...که هر کار کند...
عین ثواب است...
معشوق اگر...خون مرا ریخت...
به حق ریخت...
خون ریزی معشوق هم...از روی حساب است
تب کردن تو...مردن من...هر دو بهانه ست..
عشق است...که بین من و تو...
در تب و تاب است...{-35-}



دیدگاه · 5 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 1 دقيقه قبل · ش:21209605

·
❀❀مدیرارشد گروه  حس بارانی ❀❀✿۩۞    مسعود عرفانی  ۩✿
❀❀مدیرارشد گروه حس بارانی ❀❀✿۩۞ مسعود عرفانی ۩✿
دستهایم را بگیر
بدون تو...
من ...
از دنیا پرت می شوم




دیدگاه · 7 ماه و 22 ساعت و 55 دقيقه قبل در حس بارانی · ش:21182987

·
باز نشر توسط nazlii
❀❀❤ ŋązїlą ❤ مدیر ارشد حس بارانی و قــღـلبـهـای مـღــهربـون ❀❀
❀❀❤ ŋązїlą ❤ مدیر ارشد حس بارانی و قــღـلبـهـای مـღــهربـون ❀❀
چه بی تفــــــــاوت زندگــــــــی می کنند

آدمــــهــــــــا ...

بی آنــــــــکه بداننـــــــد در گوشـــــــه ای از دنیــــــــــا

تمــــــــام دنیـــــــــای کَســـــــــی شـده انــــــــد ...!



دیدگاه · 4 سال و 3 ماه و 22 روز و 5 ساعت و 23 دقيقه قبل در قلبهای مهربون · ش:21177381

·
❀❀❤ ŋązїlą ❤ مدیر ارشد حس بارانی و قــღـلبـهـای مـღــهربـون ❀❀
❀❀❤ ŋązїlą ❤ مدیر ارشد حس بارانی و قــღـلبـهـای مـღــهربـون ❀❀
خــــدایــــا...


آخــــرـــــش نــفــهـــمیـــدـــ م


ایـــنــجـــایــــی کــــــه هــــســتــــم ..


تـــقـــدــ یـــر مـــــنـــــــ اســــتـــــــ


یـــا... تـــقـــصیر مـــنـــــ ؟؟!!



دیدگاه · 4 سال و 3 ماه و 22 روز و 5 ساعت و 24 دقيقه قبل در قلبهای مهربون · ش:21177379

·
❀❀❤ ŋązїlą ❤ مدیر ارشد حس بارانی و قــღـلبـهـای مـღــهربـون ❀❀
❀❀❤ ŋązїlą ❤ مدیر ارشد حس بارانی و قــღـلبـهـای مـღــهربـون ❀❀
ماه مــ ـــ ــ ـن، دل به غم دادن و از یاس سخنها گفتن

کار آنهایی نــــ ـــ ــ ـیست که خدا را دارند

ماه من، غم و اندوه اگر هم روزی، مثل باران بارید

یا دل شیشه ای ات از لب پنجره عشق، زمین خورد و شکست

با نگاهت به خدا چتر شادی وا کن

و بگو با دل خود که خــدا هست، خدا هست هنوز

او همانیست که در تارترین لحظه شب، راه نورانی امید نشانم می داد

او همانیست که هر لحظه دلش می خواهد همه زندگی ام،

غرق شادي باشد.



دیدگاه · 4 سال و 3 ماه و 22 روز و 5 ساعت و 25 دقيقه قبل در قلبهای مهربون · ش:21177376

·
❀❀❤ ŋązїlą ❤ مدیر ارشد حس بارانی و قــღـلبـهـای مـღــهربـون ❀❀
❀❀❤ ŋązїlą ❤ مدیر ارشد حس بارانی و قــღـلبـهـای مـღــهربـون ❀❀
دیــوانـــه ام مــی کــنــد
فــکــر ایــنــکـــه
زنــده زنــده نــیــمــی از مــن را از مــن جـدا کـنـنـد...
لـطـفــا …
تــا زنـده ام بـــــــــــــمان !!!



دیدگاه · 4 سال و 3 ماه و 22 روز و 5 ساعت و 28 دقيقه قبل در قلبهای مهربون · ش:21177371

·
❀❀❤ ŋązїlą ❤ مدیر ارشد حس بارانی و قــღـلبـهـای مـღــهربـون ❀❀
❀❀❤ ŋązїlą ❤ مدیر ارشد حس بارانی و قــღـلبـهـای مـღــهربـون ❀❀
دخترك گل فروش شيشه تمام ماشينا رو زده بود

هيچي گيرش نيومده بود ، الا نگاه هاي تحقير آميز

نگاش به اونور خيابون افتاد

خانمي كه اونور خيابون ايستاده بود رو ديد

راننده ها هي ميگفتن : خانم چند ؟

دخترك تو دلش گفت : آخه اون خانم گل هم نميفروشه !!

از اون روز همش منتظر اينه كه بزرگ بشه !!



دیدگاه · 4 سال و 3 ماه و 22 روز و 5 ساعت و 28 دقيقه قبل در قلبهای مهربون · ش:21177369

·
❀❀❤ ŋązїlą ❤ مدیر ارشد حس بارانی و قــღـلبـهـای مـღــهربـون ❀❀
❀❀❤ ŋązїlą ❤ مدیر ارشد حس بارانی و قــღـلبـهـای مـღــهربـون ❀❀
خیلی وقت ها دلم از هرچی آدمه می گیره

و

دو کلمه حرف می خواد

نه به شکل ِ دارم ، یا بی تو می میرم

نه از این حرفای ایی و رواج پیدا کرده امروزی نه !

ساده ، شاید مثل ... نباش ، فردا یه روز دیگه ست ...



دیدگاه · 4 سال و 3 ماه و 22 روز و 5 ساعت و 31 دقيقه قبل در قلبهای مهربون · ش:21177365

·