#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]
550

مشخصات

موارد دیگر
Mohammad Rahim
615 پست
17408 بازديد
امتياز : 30816
حالت من: شاد
حرفه اي
0.3 پست در روز
مرد
مجرد
زير ديپلم
ايران - گيلان
عشق شوری در نهان ما نهاد!؟ به این جهان آمده ایم تا چراغ عشق را در دلهایمان بر افروزیم..! تانور درون خود را تجربه و متجلی کنیم ..! تا زائر نور باشیم و خورسید عشق را طواف کنیم..! تا هر روز درون و برون خویش را صیقل دهیم..! تا هر روز آفتاب را سرمشق خود سازیم..! آیین عشق را سلام گوییم و ایمان خویش را بیازماییم..! به این جهان آمده ایم تا رسالت خود را که یافتن خدای درون است زندگی کنیم..!؟

افتخارات

دنبال‌کنندگان

(668 کاربر)

گروه ها

(42 گروه)
Mohammad Rahim
Mohammad Rahim
ای زده مطرب غمت در دل ما ترانه‌ای
در سر و در دماغ جان جسته ز تو فسانه‌ای
چونکه خیال خوش دمت از سوی غیب دردمد
ز آتش عشق برجهد تا به فلک زبانه‌ای
زهره عشق چون بزد پنجه خود در آب و گل
قامت ما چو چنگ شد سینه ما چغانه‌ای
آهوی لنگ چون جهد از کف شیر شرزه‌ای
چون برهد ز باز جان قالب چون سمانه‌ای
ای گل و ای بهار جان وی می و ای خمار جان
شاه و یگانه او بود کز تو خورد یگانه‌ای
باغ و بهار و بخت بین عالم پردرخت بین
وین همگی درخت‌ها رسته شده ز دانه‌ای
از دهش و عطای تو فقر فقیر فخر شد
تا که نماند مرگ را بر فقرا دهانه‌ای
لطف و عطا و رحمتت طبل وصال می‌زند
گر نکند وصال تو بار دگر بهانه‌ای
روزه مریم مرا خوان مسیحیت نوا
تر کنم از فرات تو امشب خشک نانه‌ای
گشته کمان سرمدی سرده تیرهای ما
گشته خدنگ احمدی فخر بنی کنانه‌ای
پیش کشیی آن کمان هر کس می‌کند زهی
بهر قدوم تیر تو رقعه دل نشانه‌ای
جذبه حق یک رسن تافت ز آه تو و من
یوسف جان ز چاه تن رفت به آشیانه‌ای
خامش کن اگر سرت خارش نطق می‌دهد
هست برای جعد تو صبر گزیده شانه‌ای

{-35-}{-244-}



I_Love_You.jpg
دیدگاه · 5 سال و 7 ماه و 2 روز و 13 ساعت و 51 دقيقه قبل در دل دو حرفی من · ش:21062913

·
Mohammad Rahim
Mohammad Rahim
دل پیش خیال تو صد دیده برافشاند
در پای تو هر ساعت جانی دگر افشاند
لعلت به شکرخنده بر کار کسی خندد
کو وقت نثار تو بر تو شکر افشاند
شو آینه حاضر کن در خنده ببین آن لب
گر دیده نه‌ای هرگز کاتش گهر افشاند
از هجر تو در چشمم خورشید شود سفته
از بس که مرا الماس اندر بصر افشاند
نیش سر مژگانت ببرید رگ جانم
زان هر نفسی چشمم خون جگر افشاند
گر در همه عمر از تو وصلی رسدم یک شب
مرغ سحری بینی حالی که پر افشاند
بر تارک خاقانی از وصل کلاهی نه
تا دامن خرسندی از خلق برافشاند

{-35-}{-244-}{-56-}



دیدگاه · 5 سال و 7 ماه و 5 روز و 14 ساعت و 22 دقيقه قبل در 『ســیب سبـــز』 · ش:21010679

·
Mohammad Rahim
Mohammad Rahim
دردی است درد عشق که درمان پذیر نیست
از جان گزیر هست و ز جانان گزیر نیست
شب نیست تا ز جنبش زنجیر مهر او
حلقهٔ دلم به حلقهٔ زلفش اسیر نیست
گفتا به روزگار بیابی وصال ما
منت پذیرم ارچه مرا دل‌پذیر نیست
دل بر امید وعدهٔ او چون توان نهاد
چون عمر پایدار و فلک دستگیر نیست
بار عتاب او نتوانم کشید از آنک
دل را سزای هودج او بارگیر نیست
بی‌کار ماند شست غم او که بر دلم
از بس که زخم هست دگر جای تیر نیست
خود پرده‌ام دراندم و خود گویدم که هان
خاقانیا خموش که جای نفیر نیست
اندر جهان چنان که جهان است در جهان
او را به هر صف که بجوئی نظیر نیست
او را نظیر هست به خوبی در این جهان
خاقان اکبر است که او را نظیر نیست

{-35-}{-244-}{-56-}



دیدگاه · 5 سال و 7 ماه و 5 روز و 14 ساعت و 40 دقيقه قبل در دلی دلشــ..کســ..ته · ش:21009705

·
Mohammad Rahim
Mohammad Rahim
در عشق تو عافیت حرام است
آن را که نه عشق پخت خام است
کس را ز تو هیچ حاصلی نیست
جز نیستیی که بر دوام است
صد ساله ره است راه وصلت
با داعیهٔ تو نیم گام است
شهری ز تو مست عشق و ما هم
این باد ندانم از چه جام است
ز آن نیمه که پاک بازی ماست
با درد تو داو ما تمام است
ز آنجا که جفای توست بر ما
دیدار تو تا ابد حرام است
هر دل ز تو با هزار داغ است
هر داغی را هزار نام است
خاقانی را ز دل خبر پرس
تا داغ به نام او کدام است

{-35-}{-35-}{-35-}{-56-}



دیدگاه · 5 سال و 7 ماه و 5 روز و 14 ساعت و 44 دقيقه قبل در دلی دلشــ..کســ..ته · ش:21009658

·
Mohammad Rahim
Mohammad Rahim
روان پرور بود خرم بهاری
که گیری پای سروی دست یاری
وگر یاری نداری لاله رخسار
بود یکسان به چشمت لاله و خار
چمن بی همنشین زندان جان است
صفای بوستان از دوستان است
غمی در سایه جانان نداری
وگر جانان نداری جان نداری
بهار عاشقان رخسار یار است
که هر جا نوگلی باشد بهار است

سلام دوستان : از دعوت شماسپاس گزارم{-35-}{-56-}



دیدگاه · 5 سال و 7 ماه و 10 روز و 12 ساعت و 42 دقيقه قبل در پــَر پــــــَرواز... · ش:20950262

·
Mohammad Rahim
Mohammad Rahim
چه چیزست آنک عکس او حلاوت داد صورت را
چو آن پنهان شود گویی که دیوی زاد صورت را
چو بر صورت زند یک دم ز عشق آید جهان برهم
چو پنهان شد درآید غم نبینی شاد صورت را
اگر آن خود همین جانست چرا بعضی گران جانست
بسی جانی که چون آتش دهد بر باد صورت را
وگر عقلست آن پرفن چرا عقلی بود دشمن
که مکر عقل بد در تن کند بنیاد صورت را
چه داند عقل کژخوانش مپرس از وی مرنجانش
همان لطف و همان دانش کند استاد صورت را
زهی لطف و زهی نوری زهی حاضر زهی دوری
چنین پیدا و مستوری کند منقاد صورت را
جهانی را کشان کرده بدن‌هاشان چو جان کرده
برای امتحان کرده ز عشق استاد صورت را
چو با تبریز گردیدم ز شمس الدین بپرسیدم
از آن سری کز او دیدم همه ایجاد صورت را

سلام دوست ارجمند: از دعوت شما سپاس گزارم

موید باشید{-35-}{-56-}



دیدگاه · 5 سال و 7 ماه و 12 روز و 8 ساعت و 59 دقيقه قبل در امپراتوری سکوت · ش:20921896

·
Mohammad Rahim
Mohammad Rahim
الهی غنچهٔ امید بگشای!
گلی از روضهٔ جاوید بنمای
بخندان از لب آن غنچه باغم!
وزین گل عطرپرور کن دماغم!
درین محنت‌سرای بی مواسا
به نعمت‌های خویش‌ام کن شناسا!
ضمیرم را سپاس اندیشه گردان!
زبانم را ستایش‌پیشه گردان!
ز تقویم خرد بهروزی‌ام بخش!
بر اقلیم سخن فیروزی‌ام بخش!
دلی دادی ز گوهر گنج بر گنج
ز گنج دل زبان را کن گهر سنج!
گشادی نافهٔ طبع مرا ناف
معطر کن ز مشکم قاف تا قاف!
ز شعرم خامه را شکرزبان کن!
ز عطرم نامه را عنبرفشان کن!
سخن را خود سرانجامی نمانده‌ست
وز آن نامه بجز نامی نمانده‌ست
درین خم‌خانهٔ شیرین‌فسانه
نمی‌یابم نوایی ز آن ترانه
حریفان باده‌ها خوردند و رفتند
تهی‌خم‌ها رها کردند و رفتند
نبینم پختهٔ این بزم، خامی
که باشد بر کف‌اش ز آن باده، جامی
بیا ساقی رها کن شرمساری!
ز صاف و درد پیش آر آنچه داری!

سلام دوست ارجمند:سپاس فراوان از دعوت شما {-35-}{-36-}



Wallpapers Love - p30download.com - 30.jpg
دیدگاه · 5 سال و 7 ماه و 13 روز و 10 ساعت و 10 دقيقه قبل در موزیک · ش:20906504

·
Mohammad Rahim
Mohammad Rahim
به زبان چرب جانا بنواز جان ما را
به سلام خشک خوش کن دل ناتوان ما را
ز میان برآر دستی مگر از میانجی تو
به کران برد زمانه غم بی‌کران ما را
به دو چشم آهوی تو که به دولت تو گردون
همه عبده نویسد سگ پاسبان ما را
ز پی عماری تو چه روان کنیم مرکب
چو رکیب تو روان شد چه محل روان ما را
به سرا و مجلس خود مطلب نشانی ما
چو تو بر نشان کاری چه کنی نشان ما را
گلهٔ فراق گفتم که نه نیک رفت با ما
به کرشمه مهر برنه پس از این زبان ما را
به تو درگریخت خاقانی و جان فشاند بر تو
اگرش مزید خواهی بپذیر جان ما را

{-35-}{-56-} نیمه شب است و وقت سحر, یا رب سوز دل عاشقانت را مرحم باش

شب بر عاشقان فرخنده و خوش



دیدگاه · 5 سال و 7 ماه و 17 روز و 3 ساعت و 57 دقيقه قبل در ناگفته های تانیا · ش:20835583

·
Mohammad Rahim
Mohammad Rahim
ز خاک کوی تو هر خار سوسنی است مرا
به زیر زلف تو هر موی مسکنی است مرا
برای آنکه ز غیر تو چشم بردوزم
به جای هر مژه بر چشم سوزنی است مرا
ز بسکه بر سر کوی تو اشک ریخته‌ام
ز لعل در بر هر سنگ دامنی است مرا
فلک موافقت من کبود درپوشید
چو دید کز تو بهر لحظه شیونی است مرا
از آن زمان که ز تو لاف دوستی زده‌ام
بهر کجا که رفیقی است دشمنی است مرا
هر آنکه آب من از دیده زیر کاه تو دید
یقین شناخت که بر باد خرمنی است مرا
به دام عشق تو درمانده‌ام چو خاقانی
اگر نه بام فلک خوش نشیمنی است مرا

{-35-}{-56-}



دیدگاه · 5 سال و 7 ماه و 17 روز و 4 ساعت و 8 دقيقه قبل در ناگفته های تانیا · ش:20835472

·
Mohammad Rahim
Mohammad Rahim
ای آتش سودای تو خون کرده جگرها
بر باد شده در سر سودای تو سرها
در گلشن امید به شاخ شجر من
گلها نشکفند و برآمد نه ثمرها
ای در سر عشاق ز شور تو شغب‌ها
وی در دل زهاد ز سوز تو اثرها
آلوده به خونابهٔ هجر تو روان‌ها
پالوده ز اندیشهٔ وصل تو جگرها
وی مهرهٔ امید مرا زخم زمانه
در ششدر عشق تو فرو بسته گذرها
کردم خطر و بر سر کوی تو گذشتم
بسیار کند عاشق ازین گونه خطرها
خاقانی از آنگه که خبر یافت ز عشقت
از بیخبری او به جهان رفت خبرها

{-35-}{-36-}



دیدگاه · 5 سال و 7 ماه و 17 روز و 4 ساعت و 11 دقيقه قبل در ناگفته های تانیا · ش:20835444

·