#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]
1383
اطلاعات پروفايل خصوصي است.
❤ عزت  ❤عطر یاس  ❤
❤ عزت ❤عطر یاس ❤
آدم ها

موجودات عجيبی هستند

گاهی يک " دنيا "

در آغوششان جا می شود


#آغوش



دیدگاه · 10 ساعت و 49 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21421008

·
❤ عزت  ❤عطر یاس  ❤
❤ عزت ❤عطر یاس ❤
چرا همه جا باید باشی جز کنار من؟!
چرا همه جا باید باشم جز در آغوشت!؟
عجیب نیست؟
ماه سر جایش است!
خورشید طلوع میکند!
شب سیاه است!
و زمین گرد!
تنها چیزی که سر جایش نیست "من" و "تو" ایم!
دنبال دلسوز نباش...
من و تو باید دلمان برای هم بسوزد که نمیسوزد!!
نمیدانم تا کی قرار است اسمت را که میشنوم خودکار بردارم و خط خطی کنم افکارم را!
و هیچ وقت نه میدانم و نه میفهمم که آغوشت از کجا اینچنین گرم است
که من دورادور میسوزم...
فقط من...!









دیدگاه · 10 ساعت و 50 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21421005

·
❤ عزت  ❤عطر یاس  ❤
❤ عزت ❤عطر یاس ❤
روزی که نوشتی

زندگی یعنی "من _ تو"

به اندازه ی آن خطِ باریک و کوچک

دلتنگت شدم

و امروز

آن خط باریک

به اندازه ی خط کشی خیابان

هاییست

که از تو دور شده ام ...




آبادی{-35-}



دیدگاه · 10 ساعت و 51 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21421003

·
❤ عزت  ❤عطر یاس  ❤
❤ عزت ❤عطر یاس ❤
خوب شد جان دلم
خوب شد که یهو سر و کله ات پیدا شد
خوب شد که دوستم داشتی
خوب شد که من هم خواستمت
وگرنه از کجا می خواستیم اینهمه حال خوش بیاوریم؟
هر طور حساب میکنم
وسط این رابطه، اگر نبودی، اگر نبودم
باید یک عمر زندگی کسالت بار تکراری را
تکرار میکردیم
این همه اتفاق خوب
خوب شد جان دلم








{-35-}



دیدگاه · 10 ساعت و 51 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21421001

·
❤ عزت  ❤عطر یاس  ❤
❤ عزت ❤عطر یاس ❤
و تو هر طرف كه باشى؛
نگاه من؛
فكر من
و مسير من همانجاست ...
تو بگو قله ى قاف؛
تو بگو قطبِ جنوب؛
من و عشق و جانم باهم مى آييم سمتِ تو؛
اصلاً بگو خودِ دركِ جهنم!
مى آييم ...
براى تو ؛
عطرت؛
لبخندت؛
براى چرخ زدن در آوازت ...
بايد مُرد!
آمدن آنقدر ها هم عجيب نيست...!






{-35-}



دیدگاه · 10 ساعت و 52 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21421000

·
❤ عزت  ❤عطر یاس  ❤
❤ عزت ❤عطر یاس ❤
دیروز هر چه بود گذشت
امروزت را دریاب
تو میتوانی امروزت را
به شاهکاری بی نظیر
تبدیل کنی...






دیدگاه · 10 ساعت و 52 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21420999

·
❤ عزت  ❤عطر یاس  ❤
❤ عزت ❤عطر یاس ❤
اولين بار اتفاقى در يك جمع دوستانه ديدمَش
تمامِ هوش از سَرَم پريده بود
صحبت كه ميكرد،محوِ چشمانش بودم تا كلامَش!
خداخدا ميكردم اتفاقى كه سالها منتظرش بودم "او" باشد كه برايم افتاده...
از خودَش گفت و از خودَم گفتم...
از شلوغى اش گفت و از تنهايى ام...
برايم قانون گذاشت؛
قرار بر اين شد كه دوستىِ مان"معمولى" باشد بدونِ كوچكترين احساسى!
هروقت گوشِ شنوا خواستيم،باشيم براىِ يكديگر...
هربار كه ميديدمَش از يارى برايم سخن ميگفت
كه ميخواستم سر به تَنَش نباشد!
ميگفت: دعا كن كمى بيشتر كنارم باشد...
كمى قَدرَم را بداند...
كمى برايم وقت بگذارد...
دعا روىِ زبانم بود و
در دلم خدا خدا ميكردم اجابت نشود!
من عاشق او بودم و او در فكر ديگرى...
محال ترين اتفاق ممكن بود
ميدانيد؛
تهِ همه ى دوستى هاى معمولى،
بالاخره يك روز
يك جا
ختم ميشود به احساس و اين تناقض دارد با قانونَش
"دوستِ معمولى" كلاهى ست شرعى،
كه سرِ رابطه هايمان ميگذاريم


{-35-}



دیدگاه · 10 ساعت و 53 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21420997

·
❤ عزت  ❤عطر یاس  ❤
❤ عزت ❤عطر یاس ❤
آدم ها همیشه صبر نمیکنند تا به شما ثابت شوند
تا شما تصمیم ماندن بگیرید
همیشه تحمل نمیکنند شما نادیده بگیریدشان
یک روز بدون خبر
یک روز بدون خداحافظی
یک روز بدون دیدارِ دوباره ی شما میروند
و شما وقتی برمیگردید که مدتهاست آدم های ماندنیِ زندگیتان رفته اند ...
آدم های بلاتکلیف زندگیتان را سرپا و معلق در زندگیتان رها نکنید
مطمئن باشید رفتنِ این آدمها
بازگشتی ندارد ....

ستایش قاسمی{-35-}



دیدگاه · 1 روز و 5 ساعت و 41 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21420934

·
❤ عزت  ❤عطر یاس  ❤
❤ عزت ❤عطر یاس ❤
وقتی حالم را می پرسی و می گویم "مرسی"
یعنی نه انقدر خوبم که بگویم "خوبم".
نه انقدر بدم که بگویم "خوب نیستم".
نه انقدر حوصله دارم که بگویی "چرا الکی می گی خوبی؟!" و جوابت را بدهم
نه انقدر حال دارم که بخواهم "چرا خوب نیستی؟!" هایت را با روی خوش پاسخ بدهم.
پس یک جور متوسط بی حوصله رو به بد تصور کن مثلا و بعدش بیخیال شو !
همه که نباید خوب یا بد باشند.
بعضی ها هم هستند که مرسی اند ...

نیلوفر نیک بنیاد{-35-}



دیدگاه · 1 روز و 5 ساعت و 41 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21420933

·
❤ عزت  ❤عطر یاس  ❤
❤ عزت ❤عطر یاس ❤
همه مان بدونِ استثنا داریم پیر می شویم و به سمتِ پایانِ خودمان می رویم .
حواسمان اما نیست ! دل می شکنیم ، قضاوت می کنیم ، عذابِ جانِ هم می شویم و خودمان و دیگران را برایِ بیهوده ترین مسائل و چیزها می رنجانیم
مایی که قرار نیست بمانیم ،
مایی که به جرمِ میوه ی ممنوعه ای که نباید می خوردیم ، تبعیدمان کردند ،
از جایی که ندیده ایم ،
به جایی که نخواهیم ماند ،
و در زمانی که نمی دانیم !
کاش کمی بیشتر حواسمان به هم باشد
ما اینجا به غیر از خودمان ،
و خدایِ نادیده ی خودمان ؛
هیچکس را نداریم ...


{-35-}



دیدگاه · 1 روز و 5 ساعت و 43 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21420928

·