#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]
268

مشخصات

موارد دیگر
mahdyar
205 پست
9980 بازديد
امتياز : 4611.75
حالت من: مهربون
حرفه اي
0.1 پست در روز
مرد
مجرد
دانشجو
glx
ندارم
فوق ديپلم
ايران - خراسان رضوي - مشهد
...

افتخارات

دنبال‌کنندگان

(326 کاربر)

گروه ها

(16 گروه)
mahdyar
mahdyar
آن روز چه بد که با قضا یار شدم
دیدار ترا به جان خریدار شدم

آن روز به بازی به سر کار شدم
تا لاجرم امروز گرفتار شدم


فرخی سیستانی



دیدگاه · 1 ماه و 21 روز و 18 ساعت و 35 دقيقه قبل · ش:21400148

·
mahdyar
mahdyar
افسوس که صاحب نفسی پیدا نیست
فریاد که فریادرسی پیدا نیست

بس لابه نمودیم و کس آواز نداد
پیداست که در خانه کسی پیدا نیست


ملک‌الشعرای بهار



دیدگاه · 1 ماه و 22 روز و 17 ساعت و 13 دقيقه قبل · ش:21400136

·
mahdyar
mahdyar
دعوی چه کنی؟ داعیه‌داران همه رفتند
شو بار سفر بند که یاران همه رفتند

آن گرد شتابنده که در دامن صحراست
گوید : « چه نشینی؟ که سواران همه رفتند»

داغ است دل لاله و نیلی است بر سرو
کز باغ جهان لاله‌عذاران همه رفتند

گر نادره معدوم شود هیچ عجب نیست
کز کاخ هنر نادره‌کاران همه رفتند

افسوس که افسانه‌سرایان همه خفتند
اندوه که اندوه‌گساران همه رفتند

فریاد که گنجینه‌طرازان معانی
گنجینه نهادند به ماران، همه رفتند

یک مرغ گرفتار در این گلشن ویران
تنها به قفس ماند و هزاران همه رفتند

خون بار، بهار! از مژه در فرقت احباب
کز پیش تو چون ابر بهاران همه رفتند


ملک‌الشعرای بهار



دیدگاه · 1 ماه و 22 روز و 17 ساعت و 21 دقيقه قبل · ش:21400135

·
mahdyar
mahdyar
در غمش هر شب به گردون پیک آهم می‌رسد
صبرکن، ای دل! شبی آخر به ما هم می‌رسد

شام تاریک غمش را گر سحر کردم چه سود؟
کز پس آن نوبت روز سیاهم می‌رسد

صبر کن گر سوختی ای دل! ز آزار رقیب
کاین حدیث جانگداز آخر به شاهم می‌رسد

گر گنه کردم، عطا از شاه خوبان دور نیست
روزی آخر مژدهٔ عفو گناهم می‌رسد


ملک‌الشعرای بهار



دیدگاه · 1 ماه و 22 روز و 17 ساعت و 26 دقيقه قبل · ش:21400134

·
mahdyar
mahdyar
شمعیم و دلی مشعله‌افروز و دگر هیچ
شب تا به سحر گریهٔ جانسوز و دگر هیچ

افسانه بود معنی دیدار، که دادند
در پرده یکی وعدهٔ مرموز و دگر هیچ

حاجی که خدا را به حرم جست چه باشد
از پارهٔ سنگی شرف اندوز و دگر هیچ

خواهی که شوی باخبر از کشف و کرامات
مردانگی و عشق بیاموز و دگر هیچ

روزی که دلی را به نگاهی بنوازند
از عمر حساب است همان روز و دگر هیچ

زین قوم چه خواهی؟ که بهین پیشه‌ورانش
گهواره‌تراش‌اند و کفن‌دوز و دگر هیچ

زین مدرسه هرگز مطلب علم که اینجاست
لوحی سیه و چند بدآموز و دگر هیچ

خواهد بدل عمر، بهار از همه گیتی
دیدار رخ یار دل‌افروز و دگر هیچ


ملک‌الشعرای بهار



دیدگاه · 1 ماه و 22 روز و 17 ساعت و 32 دقيقه قبل · ش:21400133

·
mahdyar
mahdyar
پیوستن دوستان به هم آسان است
دشوار بریدن است و آخر آن است

شیرینی وصل را نمی‌دارم دوست
از غایت تلخیی که در هجران است


وحشی



دیدگاه · 1 ماه و 22 روز و 17 ساعت و 37 دقيقه قبل · ش:21400132

·
mahdyar
mahdyar
وقتی از غربت ایام دلم می گیرد ،،، مرغ امید من از شدت غم میمیرد
دل به رویای خوش خاطره ها می بندم ،،، بازهم خاطره ها دست مرا می گیرد...



images (1).jpeg
دیدگاه · 2 ماه و 10 روز و 5 ساعت و 29 دقيقه قبل · ش:21399844

·
mahdyar
mahdyar
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد

که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم

هرچه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر

هیچ کس! هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هرکسی در دل من جای خودش را دارد

جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها

عاقبت با قلم شرم نوشتند نشد



2 دیدگاه · 2 ماه و 18 روز و 16 ساعت و 35 دقيقه قبل · ش:21399581

·
فرشته
فرشته
تواین شهری که ما هستیم

دلا بدجوری دیوونن

همه دلتنگ دیدارن

همه لالایی میخونن

تو این شهری که ما هستیم

دلی تلخو دلی سرده

دلی از بس دعا کرده

میره و بر نمیگرده

هوا بد جوری ابریه

دلا از دست هم خونه...

دلی که گریه کرد دیگه

نمی خنده...نمیمونه!



1 دیدگاه · 6 سال و 7 روز و 5 ساعت و 11 دقيقه قبل · ش:17793843

·
باز نشر توسط mahdyar-1989 و 33ronak