#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]
هامان .مدیرگروه*شـیدائی*
هامان .مدیرگروه*شـیدائی*
می گویند
سری را که درد نمیکند
دستمال نمی بندند
ولی سر من درد می کند
برای سربندی که نام مقدس تو روی آن حک شده باشد ...

" "


دیدگاه · 9 ساعت و 2 دقيقه قبل در sheidae · ش:21404443

·
هامان .مدیرگروه*شـیدائی*
هامان .مدیرگروه*شـیدائی*
هر بار که می خواهم از تو بنویسم
زخم از سر انگشتانم می چکد
روی دفترم به راه می افتد
آن وقت می اندیشم به

که زمین روی انگشتان غیرتت چرخ می خورد
آنقدر می چرخد
که می بینم آنسوتر سری بالای رفته است
تا من سرم را بالا بگیرم


دیدگاه · 9 ساعت و 3 دقيقه قبل در sheidae · ش:21404442

·
هامان .مدیرگروه*شـیدائی*
هامان .مدیرگروه*شـیدائی*
خون بود و جنون و عشق در روزِ دهم

« لا یَــوْم ، کَیَــــوْمَکَ اباعبــــدالله »


دیدگاه · 9 ساعت و 4 دقيقه قبل در sheidae · ش:21404441

·
هامان .مدیرگروه*شـیدائی*
هامان .مدیرگروه*شـیدائی*
من

باده از دست حیدر کرار خورده ام

خرده مگیر اگر

توی هیات

بر در و دیوار می خورم !


دیدگاه · 9 ساعت و 5 دقيقه قبل در sheidae · ش:21404440

·
هامان .مدیرگروه*شـیدائی*
هامان .مدیرگروه*شـیدائی*
عشق است حسين ، كربلا ، يا ؟!
از عشق حسين مي رسي تا

اين راه يقينا به جنون خواهد رفت

افتاده جنون به كربلا با


دیدگاه · 9 ساعت و 6 دقيقه قبل در sheidae · ش:21404439

·
.......
.......
به خوانِ
اشکِ چشم
و
خونِ دل
عمری ست
مهمانم


دیدگاه · 9 ساعت و 48 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21404438

·
.......
.......
در کنارت حال من خوب است حتی در خیال

دل خوشم من با همین خواب و خیالات محال...


‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌


دیدگاه · 9 ساعت و 53 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21404437

·
.......
.......
حسین ، برایِ روشنگری رفته بود ، نه برایِ اعلامِ مظلومیت !!!
افسوس ...ما مدت هاست که اصلِ مطلب را باخته ایم ...
کاش ، در این روزها ؛
کمی انسانیت را فریاد می زدیم ...
کاش کمی شعورِ حسینی داشتیم


دیدگاه · 10 ساعت و 16 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21404436

·
.......
.......


شعور حسینی ..امروز ، حق مظلوم را میخورند ،فردا ،در عزایِ حسین سینه میزنند و برای مظلومیتش گریه میکنند !امروز ، بانیِ فساد و فقر و فلاکت میشوند ،فردا بانیِ سفره های محرم !امروز دل میشکنند ،و تا سرحدِ جنون ، بی انصافی میکنند،فردا با چه آب و تابی از حسین و انصاف و آزادگی اش میگویند و چشم و دل هایِ خسته و بیقرار را میگریانند .محرم که تمام شد ؛ روز از نو ، و بی انصافی هایشان از نو ...قرار بود این حادثه ، در یادها بماند تا مبادا ظلم و ستم ، تکرار شود .قرار نبود این واقعه و روایتش ، سفره ی پر رونقی باشد برایِ اهالیِ ریا و تزویر !قرار نبود ، کارِ دنیایمان به اینجا بکشد !

عده ای بگریند و عده ای بگریانند ،عده ای بزنند و عده ای تماشا کنند ،عده ای ببرند و عده ای بخورند ،و لابلایِ این تکرارها ، اوضاعمان هر ثانیه وخیم تر شود !ما راه را اشتباه رفته ایم ،اگر به جایِ عزاداری ، پیروی میکردیم ؛جیبِ ستمکاران هر روز پر تر ،و سفره ی قشرِ مظلوم ، هر ثانیه خالی تر نمیشد !اگر به جای تظاهر و تعصب ، عمل میکردیم ؛سایه ی بی عدالتی ، انقدر گسترده نمی شد .حسین ، برایِ روشنگری رفته بود ،{-75-}


دیدگاه · 10 ساعت و 18 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21404435

·
احمد  رضایی
احمد رضایی
دست‌ات را به من بده

دست‌های تو با من آشناست

ای ديريافته با تو سخن‌می‌گويم

به‌سان ابر که با توفان

به‌سان علف که با صحرا

به‌سان باران که با دريا

به‌سان پرنده که با بهار


دیدگاه · 10 ساعت و 23 دقيقه قبل · ش:21404433

·

نمایش زنده

صفحه‌ای که در حال مشاهده‌ی آن هستید، آخرین ارسالها را بدون وقفه و بصورت اتوماتیک نمایش میدهد. همچنین شما میتوانید آخرین ارسالها را از فیلتر "همه" در داشبورد مشاهده نمایید.

نسخه‌ی موبایل ببینید » http://delshekaste.com/m

آخرین آنلاین‌ها