همون که فکر نمیکردیم نموندش
دیدی رفت و دل ما را سوزوندش
شدیدی عشقی نبود در تار و پودش
دیدی گفت عاشقه عاشق نبودش
امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه
تموم خونه ها بیدار این خونه فقط خوابه
تو که رفتی تو که رفتی هوای خونه تب داره
داره از در و دیوارش غم عشق تو میباره
دارم میمیرم از بس غصه خوردم
بیا برگرد تا از عشقت نمردم
حیاط خونه دلگیره درختا همه خاموشن
به جای کفتر و گنجشک کلاغای سیاه پوشن
چراغ خونه خوابیده توی دنیای خاموشی
دیگه ساعت رو طاغچه شده کارش فراموشی
شده کارش فراموشی
دیگه بارون نمیباره اگرچه ابر بسیاره
تو که نیستی تو این خونه دیگه آشفته بازاره