#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]
25

مشخصات

موارد دیگر
کتان
69 پست
515 بازديد
امتياز : 670.95
0.5 پست در روز
زن


افتخارات

دنبال‌کنندگان

(31 کاربر)

گروه ها

کتان
کتان
کوچه باران زده کودکیم را هیچوقت فراموش نخواهم کرد...
هوای ابری... بوی خیس خاک...

دلم هنوز ترکی نداشت
تنها ترکش میتوانست گل آلودی شدن عروسکی باشد
که از دستانم رها شده بود...
چقدر دلم خوش بود به اینکه هوا ابریست...
خورشید آنقدر بر هوای حوصله ام می تابید که روحم
تشنه یک لکه باران میشد...

چه میدانستم امروز آنقدر هوای دلم ابریست که باران نیز نمیخواهم...



دیدگاه · 1 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 29 دقيقه قبل در sheidae · ش:21390751

·
کتان
کتان
هوای قلبم بارانیست

ولی باران نمیبارد دیگر حوالی حضور خاطرت

من تنها هستم با همه پریشانیم در عمق نبودنت

آیا باز خواهی گشت ؟

نمیدانم

نمیخواهم بدانم

خوشحالم به راضی بودنت

و این است معنی واقعی عشق که تو به داشتنش مفتخری در هوای بیخبری...

من تنها هستم

من تنها بودم

من تنها خواهم ماند

تو نیز هم....



دیدگاه · 1 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 31 دقيقه قبل در sheidae · ش:21390749

·
کتان
کتان
مدتی است گم شده ام میان حرفهائی که نزده ام
گم شده ام میان اشکهائی که نریخته ام

میان بغضهای که فرو داده ام

میان آنچه ننوشته ام...

من مدتی است میان وهم انگشتانی که لمس نکرده و نبوسیده ام گم شده ام...



دیدگاه · 1 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 32 دقيقه قبل در sheidae · ش:21390748

·
کتان
کتان
تقصیر خودم بود :
آنقدر این مداد ِ سیاه ِ لعنتی را نتراشیدم ،

که تمام جعبه ی مداد رنگی سیاه شد...



دیدگاه · 1 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 33 دقيقه قبل در sheidae · ش:21390747

·
کتان
کتان
صبح

با صدای رفتنت از خواب پریدم

دنبالت دویدم ...

تو دور شدی

تو سالهاست که دور می شوی

من همان روز پیر شدم
.
.
.
و هنوز هم راه ِ قبرستان را یاد نگرفته ام.



دیدگاه · 1 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 33 دقيقه قبل در sheidae · ش:21390746

·
کتان
کتان
تق .. تق .. تق ...
می دوم

این فاصله ی لعنتی صندلی تا در

آنقدر طولانی است که ...

رسیدم !

و تو باز هم رفته ای ...

دوباره صندلی

دوباره سیگار

.

چه کسی می داند

که تق تق ِ آمدنت

ضربه های من به میز بود .......



دیدگاه · 1 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 34 دقيقه قبل در sheidae · ش:21390745

·
کتان
کتان
می خندی برایش

برایم اخمهایت چه شیرین بود

شیرین شدی برایش

تلخی رفتنت آنچنان بر دهانم مانده

که باز ...



چشمهایم خشک

به راهی که با او رفتی

پاهایم

رمق ندارد

برای آمدنت

چشمهایم خشک



خشک



گلویی که از سیگار

سوخت

دلم برای خودم

و تو

که بی اعتنایی به پشت سرت



پشت سرم

کوله باری از خاطره ها

جاده را علامت می گذارند

برای برگشتنت

که شاید گم شده ای

و این

باز امیدم می دهد

که آرزو کنم

شاید یادت بیاید

من را



که یادم نمی آید

چند سال است

چشمانم

آیینه ی رد پای محو توست ...



دیدگاه · 1 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 35 دقيقه قبل در sheidae · ش:21390744

·
کتان
کتان
و من
که طاق باز دراز کشیده ام
نه برف
نه باران
از آسمان خاک می بارد
می بارد
می بارد ...
من تنها می شوم
تو تنها ...
نه !
این فعل حذف به قرینه ی معنا نمی شود
می دانم نمی شوی ...



دیدگاه · 1 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 37 دقيقه قبل در sheidae · ش:21390743

·
کتان
کتان
می نشینم، روی صندلی که پاهایش خواب رفته..... خسته می شوم
می ایستم، کنار درختی که زیر پایش علف سبز شده..... خسته می شوم
پرواز می کنم، در رویایی که سالهاست رویاست....



دیدگاه · 1 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 40 دقيقه قبل در sheidae · ش:21390741

·
کتان
کتان
روزها ممتد و در ادامه ی هم به یک آهنگ گوش می کنی

منتظر هستی جایی در میان ضرب ها میان ریتم ها و شاید بین متن

وقتی که به اوج می رسد معجزه ای شاید صدایی بیافتند

اما دوباره باز سقوط می کند پایین میاید و ابزار موسیقی اش
را لحظه ای کنار می گذارد

گوش هایت آه می کشند و بعد دوباره باز از آغاز

می کوبد و می کوبد و می خواند و می رقصد

روزها پشت روزها در میانه شب



دیدگاه · 1 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 43 دقيقه قبل در sheidae · ش:21390740

·