#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
گوینـد غــروبــــ جـایے است
ڪـہ آسمـــاלּ زمیـלּ را مے بـوسـد
مـלּ امــروز غروبــــ مے کنمـ
ڪجـایےاے آسمــاלּ مـלּ
٠٠٠
زندگــے هميـלּ است
هـر خاطـــره غـُـــروبـے دارد
هـر غـُـــروبـے خاطــره اے
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

کاربران گروه

(912 کاربر)

مدیران گروه

[نمایش همه]

برچسب‌های کاربری

غُروبِ دِلــتـَنگے
150777 پست · گروه عمومی · شناسه‌: 3133

غُروبِ دِلــتـَنگے

ღღایرج ღღمدیر ارشد غروب دلتنگی ღღ
ღღایرج ღღمدیر ارشد غروب دلتنگی ღღ
دوستت دارم را

به لاله گوش هایت بیاویز...

که هر کلام دیگری

شنیدنش حرام است به تو...



دوستت دارم را

به جیبِ پیراهنت بدوز

سمتِ چپِ سینه‌ات

که راهِ دل به دل نزدیک‌تر باشد



دوستت دارم را

دورِ گردنت بپیچ

در سوزِ سرما

نفس در نفس زودتر اثر می‌کند



دوستت دارم را

دوست دارم که تکرار کنم مدام

برای دیدنت که هی دلم ضعف ‌کند

برای همین بودنِ ساده‌ی هر روزه‌ات

برای خواستنت



تکرارِ تو را دوست دارم

از تکرارِ توست

که نو می‌شود دلم.{-35-}


دیدگاه · 6 روز و 1 ساعت و 23 دقيقه قبل در غُروبِ دِلــتـَنگے · ش:21423532

·
ღღایرج ღღمدیر ارشد غروب دلتنگی ღღ
ღღایرج ღღمدیر ارشد غروب دلتنگی ღღ
دچار خواستن توام

می دانی یعنی چه؟!

می خوابم که دوستت داشته باشم

بیدار می شوم که دوستت داشته باشم

نفس می کشم که دوستت داشته باشم

با این همه، روزمره نیستم

در تکرار توست که نو می شوم...

من همان روز آخر اسفندم

که هر روز تحویل می شوم به تو

همیشه بهارم

بهارم با تو

و دوستت دارم.{-35-}


دیدگاه · 6 روز و 1 ساعت و 23 دقيقه قبل در غُروبِ دِلــتـَنگے · ش:21423531

·
ღღایرج ღღمدیر ارشد غروب دلتنگی ღღ
ღღایرج ღღمدیر ارشد غروب دلتنگی ღღ
<bخدا اگر تو بودی

همه‌ی فصل‌ها بهار بود

از درخت‌های سیب شراب انگور می‌چکید و

گیلاس‌ها یکی در میان، انار شکوفه می‌دادند؛

از پیامبران اگر یکی زن بود تو بودی

بی‌کتاب و دستور بی‌مشق و سرمشق

بی‌جنگ و شمشیر

عشق اگر لباس می‌پوشید

در آینه لب‌های تو بودند که می‌خندیدند

اما تو نه خدایی، نه پیامبر

معشوق ساده‌ی منی

حتی اگر دلت نیاید

دو تخم مرغ را برای پختن نیمرویی بشکنی!

حتی اگر بلد نباشی

از دوست داشتن حرف بزنی

باز هم من برایت می‌میرم...{-35-}>


دیدگاه · 6 روز و 1 ساعت و 24 دقيقه قبل در غُروبِ دِلــتـَنگے · ش:21423530

·
ღღایرج ღღمدیر ارشد غروب دلتنگی ღღ
ღღایرج ღღمدیر ارشد غروب دلتنگی ღღ
به پاس بودنت
هر روز
پرنده ی مرده ای پرواز می کند
قفسی می شکند
و به تعداد میله های قفس
نرگس می روید.

در انبوه پرندگان مرده
دیوانه ترینشان منم
سینه ام از شوق آزادی سرخ است
و طولانی ترین نامه تاریخ را به پایم بسته ام.


پنجره را بازکن
بگذار روی شاخه های شانه ات بنشینم
امروز، خدا مرا
به شوق آمدنت آزاد کرده است
نام تو
کلید زندان من بود ...{-35-}


دیدگاه · 6 روز و 1 ساعت و 25 دقيقه قبل در غُروبِ دِلــتـَنگے · ش:21423529

·
ღღایرج ღღمدیر ارشد غروب دلتنگی ღღ
ღღایرج ღღمدیر ارشد غروب دلتنگی ღღ
ای روی دلارایت مجموعه زیبایی

مجموع چه غم دارد از من که پریشانم



دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من

چون یاد تو می‌آرم خود هیچ نمی‌مانم.{-35-}


دیدگاه · 6 روز و 1 ساعت و 27 دقيقه قبل در غُروبِ دِلــتـَنگے · ش:21423528

·
ღღایرج ღღمدیر ارشد غروب دلتنگی ღღ
ღღایرج ღღمدیر ارشد غروب دلتنگی ღღ
چنانت دوست می‌دارم

که گر روزی فراق افتد



تو صبر از من توانی کرد

و من صبر از تو نتوانم.

{-35-}


دیدگاه · 6 روز و 1 ساعت و 27 دقيقه قبل در غُروبِ دِلــتـَنگے · ش:21423527

·
ღღایرج ღღمدیر ارشد غروب دلتنگی ღღ
ღღایرج ღღمدیر ارشد غروب دلتنگی ღღ
دمی با دوست در خلوت

به از صد سال در عشرت



من آزادی نمی‌خواهم

که با یوسف به زندانم.{-35-}


دیدگاه · 6 روز و 1 ساعت و 28 دقيقه قبل در غُروبِ دِلــتـَنگے · ش:21423526

·
ღღایرج ღღمدیر ارشد غروب دلتنگی ღღ
ღღایرج ღღمدیر ارشد غروب دلتنگی ღღ
ای مرهم ریش و مونس جانم

چندین به مفارقت مرنجانم



آن کس که مرا به باغ می‌خواند

بی روی تو می‌برد به زندانم.{-35-}


دیدگاه · 6 روز و 1 ساعت و 28 دقيقه قبل در غُروبِ دِلــتـَنگے · ش:21423525

·
ღღایرج ღღمدیر ارشد غروب دلتنگی ღღ
ღღایرج ღღمدیر ارشد غروب دلتنگی ღღ
از دست های من
تا موهای تو چقدر فاصله است
این درد را
همین جا به دریا خواهم گفت:
به شالی کاران پیر
به صیادان جوان
به تونل های بین راه
به گردنه ها خواهم گفت:
که ماهی کوچکی در چشم هایت شناور است
و خواهم گفت:
که ما همدیگر را سیر ندیدیم.

{-35-}


دیدگاه · 6 روز و 1 ساعت و 29 دقيقه قبل در غُروبِ دِلــتـَنگے · ش:21423524

·
ღღایرج ღღمدیر ارشد غروب دلتنگی ღღ
ღღایرج ღღمدیر ارشد غروب دلتنگی ღღ
تنهائی عاشقانه ام
سرسرائی

پر از اتاق های بسته است

و دسته کلیدِ نبودنت

به هیچ دری نمی خورد

آنجا که اشک ها

در اعماق دلم

خود را احیا می کنند

چونان که فصل های اندوه

در متن زندگی{-35-}


دیدگاه · 11 روز و 34 دقيقه قبل در غُروبِ دِلــتـَنگے · ش:21422810

·