#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]
288

مشخصات

موارد دیگر
esiمدير چتر دو نفره
906 پست
17669 بازديد
امتياز : 6970.55
حالت من: خوشحال
حرفه اي
0.5 پست در روز
مرد
مجرد
کارمند
c510
GLX I 405
فوق ديپلم
ايران - تهران - تهران
09215958834
مــــادرم من هرگــــــــــز بهشت را زیر پایــــــــت ندیدم ... زیــــــــــر پای تــــــــو آرزوهـــــــــایی بود که از آن گذشــــــــتی، به خاطــــــــر م

افتخارات

دنبال‌کنندگان

(433 کاربر)

گروه ها

(27 گروه)

برچسب ‌های شخصی

esiمدير   چتر دو نفره
esiمدير چتر دو نفره
ک صبح سرد

آن هنگام که خورشید آخرین نشانه های سیاهی شب را با آستین پیراهن طلایی اش

از آبی آسمان پاک می کرد

پرستوها خبر هجرت تو را برایم آوردند

و من بناگاه از خواب غفلتی که به سنگینی یک عمر اهمال در دوست داشتن بود بیدار

شدم

از آن صبح تلخ تا کنون رد چشمانت را دنبال کرده ام ..به هرکجا که نظر انداخته ای

به گلزار...به باغهای نارنج..دشتهای خوشبختی....چشمه های امید...آسمان دلتنگی...و به اوج کهکشان عشق

هر آنجا را که طراوت چشمانت مقدس کرده بود..با نم ا شکی بوسه زدم

هنوز تو را نیافته ام اما چشم که می گشایم نگاهت در سرتاسر بیشه وجودم

جاریست ....همچون ترنم باران...



دیدگاه · 4 سال و 7 ماه و 29 روز و 16 ساعت و 24 دقيقه قبل در دریای عاشقان · ش:20691471

·
esiمدير   چتر دو نفره
esiمدير چتر دو نفره
هیــس دلکم !

كــــمی آرامــــتـــر تنـــــها شــــو

بی صـــــدا تــــر بـــشــــكــــن

آهــــســــتـــ ـه تـــر سراغـــــش را بگـــــیـــــر

مـــمــــكــن است بــــیـــدار شــــود

وجــــــــدان نــــــداشتــــ ــه اش



دیدگاه · 4 سال و 7 ماه و 29 روز و 16 ساعت و 25 دقيقه قبل در دریای عاشقان · ش:20691470

·
mamdali
mamdali
@2020-2020 گلویم پرازبغض است..
رفیق..
شانه هایت چند؟



3 دیدگاه · 4 سال و 8 ماه و 7 روز و 19 ساعت و 1 دقيقه قبل در خنده در حد مرگ · ش:20575124

·
باز نشر توسط esisol و 2020-2020
esiمدير   چتر دو نفره
esiمدير چتر دو نفره
مغرور بودن به دانش خود ، بدترین نوع جهالت است .



دیدگاه · 4 سال و 8 ماه و 10 روز و 2 ساعت و 2 دقيقه قبل در شعرهـــــای سوختــــه · ش:20527268

·
esiمدير   چتر دو نفره
esiمدير چتر دو نفره
زمانی که نادر شاه افشار عزم تسخیر هندوستان داشته در راه کودکی را دید که به مکتب می‌رفت. از او پرسید: پسر جان چه می‌خوانی؟
قرآن.
- از کجای قرآن؟
- انا فتحنا….

نادر از پاسخ او بسیار خرسند شد و از شنیدن آیه فتح فال پیروزی زد.
سپس یک سکه زر به پسر داد اما پسر از گرفتن آن اباکرد.
نادر گفت: چر ا نمی گیری؟
گفت: مادرم مرا می‌زند می‌گوید تو این پول را دزدیده ای.
نادر گفت: به او بگو نادر داده است.
پسر گفت: مادرم باور نمی‌کند.
می‌گوید: نادر مردی سخاوتمند است. او اگر به تو پول می‌داد یک سکه نمی‌داد. زیاد می‌داد.
حرف او بر دل نادر نشست. یک مشت پول زر در دامن او ریخت.
از قضا چنانچه مشهور تاریخ است در آن سفر بر حریف خویش محمد شاه گورکانی پیروز شد



دیدگاه · 4 سال و 8 ماه و 11 روز و 17 ساعت و 14 دقيقه قبل در ...... اوج احســاس عشق ...... · ش:20491266

·
esiمدير   چتر دو نفره
esiمدير چتر دو نفره
هیزم شکن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. می دونی، اگه به جنیفر لوپز "نه" می گفتم تو می رفتی و با کاترین زتاجونز می اومدی.و باز هم اگه به کاترین زتاجونز "نه" میگفتم، تو می رفتی و با زن خودم می اومدی و من هم می گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی. اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود که این بار گفتم آره.



دیدگاه · 4 سال و 8 ماه و 11 روز و 17 ساعت و 17 دقيقه قبل در ...... اوج احســاس عشق ...... · ش:20491245

·
esiمدير   چتر دو نفره
esiمدير چتر دو نفره
هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه.
وقتی در حال گریه کردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می کنی؟
هیزم شکن گفت: تبرم توی رودخونه افتاده.
فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت و از هیزم شکن پرسید:"آیا این تبر توست؟"
هیزم شکن جواب داد: "نه"
فرشته دوباره...
به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید: آیا این تبر توست
دوباره، هیزم شکن جواب داد: "نه".
فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید: آیا این تبر توست؟
جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد.
روزی دیگر هیزم شکن وقتی داشت با زنش کنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی همان رودخانه. هیزم شکن داشت گریه می کرد که فرشته باز هم اومد و پرسید که چرا گریه می کنی؟ اوه فرشته، زنم افتاده توی آب.
فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید: زنت اینه؟ هیزم شکن فریاد زد: آره!
فرشته عصبانی شد. " تو تقلب کردی، این نامردیه "
هیزم شکن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. می دونی، اگه به جنیفر



دیدگاه · 4 سال و 8 ماه و 11 روز و 17 ساعت و 18 دقيقه قبل در ...... اوج احســاس عشق ...... · ش:20491235

·
esiمدير   چتر دو نفره
esiمدير چتر دو نفره
تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دورافتاده برده شد، او با بیقراری به درگاه خداوند دعا می‌کرد تا او را نجات بخشد، او ساعتها به اقیانوس چشم می‌دوخت، تا شاید نشانی از کمک بیابد اما هیچ چیز به چشم نمی‌آمد.
سرآخر ناامید شد و تصمیم گرفت که کلبه ای کوچک خارج از ساحل بسازدتا از خود و وسایل اندکش را بهتر محافظت نماید، روزی پس از آنکه از جستجوی غذا بازگشت، خانه کوچکش را در آتش یافت، دود به آسمان رفته بود، بدترین چیز ممکن رخ داده بود، او عصبانی و اندوهگین فریاد زد: «خدایا چگونه توانستی با من چنین کنی؟»
صبح روز بعد او با صدای یک کشتی که به جزیره نزدیک می‌شد از خواب برخاست، آن می‌آمد تا او را نجات دهند
مرد از نجات دهندگانش پرسید: «چطور متوجه شدید که من اینجا هستم
آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم!



دیدگاه · 4 سال و 8 ماه و 11 روز و 17 ساعت و 25 دقيقه قبل در ...... اوج احســاس عشق ...... · ش:20491149

·
esiمدير   چتر دو نفره
esiمدير چتر دو نفره
روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آن جا زندگی می کنند چقدر فقیر هستند . آن ها یک روز و یک شب را در خانه محقر یک روستایی به سر بردند .
در راه بازگشت و در پایان سفر ، مرد از پسرش پرسید : نظرت در مورد مسافرت مان چه بود ؟
پسر پاسخ داد : عالی بود پدر !....

پدر پرسید : آیا به زندگی آن ها توجه کردی ؟
پسر پاسخ داد: فکر می کنم !
پدر پرسید : چه چیزی از این سفر یاد گرفتی ؟
پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت : فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آن ها چهار تا . ما در حیاط مان فانوس های تزئینی داریم و آن ها ستارگان را دارند . حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آن ها بی انتهاست !
در پایان حرف های پسر ، زبان مرد بند آمده بود . پسر اضافه کرد : متشکرم پدر که به من نشان دادی ما واقعأ چقدر فقیر هستیم !



دیدگاه · 4 سال و 8 ماه و 11 روز و 17 ساعت و 29 دقيقه قبل در ...... اوج احســاس عشق ...... · ش:20491112

·
esiمدير   چتر دو نفره
esiمدير چتر دو نفره
دوستم گفت فقط پیاز میتونه اشک آدم رو دربیاره...



منم واسه اینکه ثابت کنم اشتباه گفته،

با نارگیل زدم تو سرش...



دیدگاه · 4 سال و 8 ماه و 12 روز و 4 ساعت و 22 دقيقه قبل در شعرهـــــای سوختــــه · ش:20482178

·