#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]

ارمین اذری مدیر عطر گل یاس

212

مشخصات

موارد دیگر
ارمین اذری مدیر عطر گل یاس
7502 پست
9174 بازديد
امتياز : 19691.1
حرفه اي
3.5 پست در روز
مرد
مجرد
ايران - تهران


افتخارات

دنبال‌کنندگان

(287 کاربر)

گروه ها

@shokooh اطلاعات پروفایل خود را تغییر داده است. 1 سال و 5 ماه و 4 روز و 16 ساعت و 54 دقيقه قبل
@shokooh اطلاعات پروفایل خود را تغییر داده است. 1 سال و 5 ماه و 6 روز و 18 ساعت و 27 دقيقه قبل
@shokooh اطلاعات پروفایل خود را تغییر داده است. 1 سال و 5 ماه و 6 روز و 18 ساعت و 27 دقيقه قبل
@shokooh اطلاعات پروفایل خود را تغییر داده است. 1 سال و 5 ماه و 6 روز و 18 ساعت و 27 دقيقه قبل
@shokooh اطلاعات پروفایل خود را تغییر داده است. 1 سال و 5 ماه و 6 روز و 18 ساعت و 27 دقيقه قبل
علیرضا
علیرضا
پدرم پشت دو بار آمدن چلچله ها پشت دو برف
پدرم پشت دو خوابيدن در مهتابي
پدرم پشت زمانها مرده است
پدرم وقتي مرد آسمان آبي بود
مادرم بي خبر از خواب پريد خواهرم زيبا شد
پدرم وقتي مرد پاسبان ها همه شاعر بودند
مرد بقال از من پرسيد :‌ چند من خربزه مي خواهي ؟
من از او پرسيدم : دل خوش سيري چند ؟
پدرم نقاشي مي كرد
تار هم مي ساخت تار هم ميزد
خط خوبي هم داشت
باغ ما در طرف سايه دانايي بود
باغ ما جاي گره خوردن احساس و گياه
باغ ما نقطه برخورد نگاه و قفس و آيينه بود
باغ ما شايد قوسي از دايره سبز سعادت بود
ميوه كال خدا را آن روز مي جويدم در خواب
آب بي فلسفه مي خوردم توت
بي دانش مي چيدم
تا اناري تركي بر مي داشت دست فواره خواهش مي شد
تا چلويي مي خواند سينه از ذوق شنيدن مي سوخت
گاه تنهايي صورتش را به پس پنجره مي چسبانيد
شوق مي آمد دست در گردن حس مي انداخت
فكر بازي مي كرد
زندگي چيزي بود مثل يك بارش عيد يك چنار پر سار
زندگي در آن وقت صفي از نور و عروسك بود
يك بغل آزادي بود
زندگي در آن وقت حوض موسيقي بود... سهراب سپهری



دیدگاه · 1 سال و 5 ماه و 28 روز و 10 ساعت و 19 دقيقه قبل در sheidae · ش:21254135

·
علیرضا
علیرضا
زندگانی گر مرا عمری هرسان كرد و رفت
مشكل ما را بمردن خوب آسان كرد و رفت
جغد غم هم در دل ناشاد ما ساكن نشد
آمد و اين بوم را يكباره ويران كرد و رفت
جانشين جم نشد اهريمن از جادوگری
چند روزی تكيه بر تخت سليمان كرد و رفت
پيش مردم آشكارا چون مرا ديوانه ساخت
روی خود را آن پری از ديده پنهان كرد و رفت
وانكرد از كار دل چون ع‍‍‍قده باد مشكبوی
گردشی در چين آن زلف پريشان كرد و رفت
پيش از اينها در مسلمانی خدائی داشتم
بت پرستم آن نگار نامسلمان كرد و رفت
با رميدنهای وحشی آمد آن رعنا غزال
فرخی را با غزل سازی غزلخوان كرد و رفت فرخی یزدی



دیدگاه · 1 سال و 5 ماه و 28 روز و 18 ساعت و 17 دقيقه قبل در sheidae · ش:21253926

·
سبحان❤در عطر یاس ❤
سبحان❤در عطر یاس ❤
كي فكر ميكرد يه روزي همه دنيامون مجازي بشه
كي فكر ميكرد يه روزي حرفامونو به آدمهايي بگيم كه نديديمشون
كي فكرد ميكرد كه تنهايمونو با كسايي تقسيم كنيم كه
نمي شناسيمشون
كي فكرد ميكرد كه حرفاي دلمونو تو دنياي واقعي نتونيم بزنيم
ومجبور باشيم تو دنياي مجازي بنويسيم
كي فكر ميكرد به جاي ديدن آدم ها عكس هاي پروفايلشونو بايد ببيني
كي فكر ميكرد يه روزي به جاي اينكه خود واقعيمون باشيم
آدم هاي مجازي بشيم {-35-}



دیدگاه · 1 سال و 7 ماه و 2 روز و 12 ساعت و 25 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21237698

·
علیرضا
علیرضا
من رسم دوستی ام مثل نان نیست

که گرمش سر سفره دل باشد

و سردش سهم نمکی

چه گرمای حضورت و چه سرمای نبودنت را دوست دارم



دیدگاه · 1 سال و 7 ماه و 4 روز و 14 ساعت و 24 دقيقه قبل در sheidae · ش:21234572

·
مهدی        ღೋ   اُتـآقڪ خــیآلے ೋღ
مهدی ღೋ اُتـآقڪ خــیآلے ೋღ
دل شکسته




دیدگاه · 1 سال و 7 ماه و 4 روز و 14 ساعت و 53 دقيقه قبل در sheidae · ش:21234537

·