#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]

ارغوان

0

مشخصات

موارد دیگر
ارغوان
10 پست
16 بازديد
امتياز : 312.75
1.4 پست در روز


افتخارات

دنبال‌کنندگان

گروه ها

(8 گروه)
ارغوان
ارغوان
این روزها
اشنا ترین تصویر برایم
زنی در قاب
بروی دیوار است
که
سرد و یکنواخت نگاهم میکند


دل شکسته




دیدگاه · 29 دقيقه قبل در ســـــنگ صـــــبور · ش:21429445

·
ارغوان
ارغوان
یک روز تمام می شود
تمامِ این دلتنگی ها
می دانم !
اگر تو
پا دَر میانی کنی ...


دل شکسته




دیدگاه · 1 روز و 5 ساعت و 54 دقيقه قبل · ش:21429375

·
ارغوان
ارغوان
هیچ شب
خالی از‌اندیشه‌ی زلف ‌تو نی‌ام!
این تصور، سبب خواب پریشان من‌ است…
اما تو خوش بخواب که با رویای تو خوش باشم

دل شکسته




4 دیدگاه · 1 روز و 6 ساعت و 16 دقيقه قبل در ســـــنگ صـــــبور · ش:21429374

·
ارغوان
ارغوان
ضعیف ترین موجود دنیا؛
آدمیست که میشود!
او به جرم عاشق شدن محکوم به کُشنده ترین حرف ها میشود!!!
نه میتواند برای دفاع از خود بجنگد و نه میتواند راحت بکند و برود!!!
کار او فقط ...

دل شکسته




دیدگاه · 1 روز و 6 ساعت و 24 دقيقه قبل در ســـــنگ صـــــبور · ش:21429373

·
ارغوان
ارغوان
تـــا وَقـتے میـــتونـے
بــا گِــریـــه ڪَـردن خودتو
آروم کنـــــــی بـــا هیچــڪــَی
دردُ دل نڪــن تـو این دنیای لعنتی
به هیچکس اعتمادی نیست

دل شکسته




دیدگاه · 1 روز و 6 ساعت و 28 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21429372

·
ارغوان
ارغوان
راه حلی داری؟
راه نجاتی ...
برای کشتی شکسته ای که
نه غرق می شود،
نه نجات پیدا می کند ؟


دل شکسته




دیدگاه · 1 روز و 6 ساعت و 31 دقيقه قبل در دل دو حرفی من · ش:21429371

·
ارغوان
ارغوان


دل شکسته




دیدگاه · 7 روز و 49 دقيقه قبل در دل دو حرفی من · ش:21429027

·
ارغوان
ارغوان
و گاهی، دستت را بگذار در دست کودک درونت
اجازه بده تو را ببرد هرجا که خواست



دل شکسته




2 دیدگاه · 7 روز و 1 ساعت و 48 دقيقه قبل · ش:21429026

·
ارغوان
ارغوان
تو
دوست داشتنی ترین
پیچکی هستی
که دلم می خواهد
به دست و پای زندگیم بپیچی
و مدام قد بکشی در لحظه هایم
و حالم را خوب تر کنی...

دل شکسته




دیدگاه · 7 روز و 3 ساعت و 44 دقيقه قبل در دل دو حرفی من · ش:21429024

·
ارغوان
ارغوان
این روزها قاب یک لبخند بردیوار سرزمین من کم است ؛
کبوترهای شادی در قفس ها زندانی شده اند و هر روز فصل تازه ای از غم در فصلی سرد ورق می خورد ...
بارانی نیست که بشوید ؛
زمستانی‌ست عجب سرد و غمگین و آسمانی بغض آلود که نمی بارد از سر غرور...
آرزوهایمان زیر آوارو به دست دریا ربوده شده ؛کبوترهای شادی را آب و دانه کنیم تا نشود عادت غم ،
شاید در پایان این دریای آتش ساحلی آرام به انتظارمان نشسته باشد...



دیدگاه · 7 روز و 3 ساعت و 51 دقيقه قبل در دل دو حرفی من · ش:21429022

·