آلتینای( زندگی رسم ناخوشایندی ست ... کاملا عکس قصهٔ فردین)
آلتینای( زندگی رسم ناخوشایندی ست ... کاملا عکس قصهٔ فردین)
داستان من و تو از آنجا شروع شد که پشت شیشه ی بی جان مانیتور به هم جان دادیم ... !

با دکمه های سرد کیبرد ، دست های هم را گرفتیم و گرمایش را حس کردیم ...!

با صورتک ها ، همدیگر را بوسیدیم و طمع لب هایمان را چشیدیم ...!

آهنگی را هم زمان با هم گوش کردیم و اشک ریختیم ...!

شب بخیر هایمان پشت خط های موبایلمان جا نمی ماند ...!

امروز داستان برگشت ...

آغوش هایمان واقعی ، بوسه هایمان حقیقی ،
اما با این تفاوت که دیگر من و تو نبودیم ، هر کداممان یک "او" داشتیم ...!

پشت شیشه ی سرد مانیتورم ، دلم لک زده برای یک صورتک بوسه ....!

لک زده برای یک آهنگ همزمان ...

لک زده برای یک شب بخیر ..



8 دیدگاه · 3 سال و 4 ماه و 21 روز و 4 ساعت و 59 دقيقه قبل در ســلولِ اِنفـــرادي · ش:19141606

·