#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]
475

مشخصات

موارد دیگر
๑♥ A ♥ L ♥ I ♥ مدیرارشد گروه harche dele tanght ----Rahrovaneshab • ♥♥♥
7389 پست
26335 بازديد
امتياز : 58126.7
حالت من: شاد
حرفه اي
2.8 پست در روز
مرد
NOKIA x6
پژو پارس+405
دکترا و بالاتر
ايران - تهران - فاطمی
وقتی گلدون خونمون شکست پدرم گفت ای کاش نمیشکست مادرم گفت حیف بود خواهرم گفت خیلی قشنگ بود و............. اماوقتی دل من شکست هیچ کس نپرسید چراشکست...هیچکس

افتخارات

دنبال‌کنندگان

(979 کاربر)

گروه ها

(6 گروه)

برچسب ‌های شخصی

❤ عزت  ❤عطر یاس  ❤
❤ عزت ❤عطر یاس ❤
مگر لايق تكيه دادن نبودم
تُ با حسرت شانه من چه كردي؟!...





دیدگاه · 7 ماه و 22 روز و 15 ساعت و 13 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21385705

·
❤ عزت  ❤عطر یاس  ❤
❤ عزت ❤عطر یاس ❤
می‌گویند آقا محمد خان قاجار علاقه خاصی به شکار روباه داشته. تمام روز را در پی یک روباه با اسبش می‌تاخته تا جایی که روباه از فرط خستگی نقش زمین می‌شده.

بعد آن بیچاره را می‌گرفته و دور گردنش، زنگوله‌ای آویزان می‌کرده. در ‌‌نهایت هم ر‌هایش می‌کرده. تا اینجای داستان مشکلی نیست.

روباه مسافت زیادی را دویده، وحشت کرده، خسته هم شده، اما زنده و سالم است. هم جانش را دارد، هم دُمش را. پوستش هم سر جای خودش است. می‌ماند فقط آن زنگوله…!

از اینجای داستان، روباه هر جا که برود یک زنگوله توی گردنش صدا می‌کند. دیگر نمی‌تواند شکار کند، زیرا صدای آن زنگوله، شکار را فراری می‌دهد. بنابراین «گرسنه» می‌ماند.

صدای زنگوله، جفتش را هم فراری می‌دهد، پس «تنها» می‌ماند. از همه بد‌تر، صدای زنگوله، خود روباه را هم «آشفته» می‌کند، «آرامش»‌اش را به هم می‌زند.

دقیقا این‌‌ همان بلایی است که انسان امروزی سر ذهن پُرتَنشِ خودش می‌آورد. خودش را اسیر توهماتش می‌کند. زنگوله‌ای از افکار منفی، دور گردنش قلاده می‌کند.

بعد خودش را گول می‌زند و فکر می‌کند که آزاد است، ولی نیست.

{-35-}



1 دیدگاه · 7 ماه و 22 روز و 15 ساعت و 25 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21385684

·
❤ عزت  ❤عطر یاس  ❤
❤ عزت ❤عطر یاس ❤
بودا به دهی سفر کرد ، زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد ،
بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد

کدخدای دهکده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت : این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید! ، بودا به کدخدا گفت :
یکی از دستانت را به من بده
کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان بودا گذاشت
آنگاه بودا گفت : حالا کف بزن!
کدخدا بیشتر تعجب کرد و گفت :
هیچ کس نمی‌تواند با یک دست کف بزند ؟!

بودا لبخندی زد و پاسخ داد : هیچ زنی نیز نمیتواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این که مردان دهکده نیز هرزه باشند ...
{-35-}



دیدگاه · 7 ماه و 24 روز و 21 ساعت و 49 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21384833

·
❤ عزت  ❤عطر یاس  ❤
❤ عزت ❤عطر یاس ❤
گاهی سکوت
شرافتی دارد که گفتن ندارد!!!

همیشه درفشار زندگی
اندوهگین مشو
شاید خداست
که درآغوشش می فشاردتت!!!

اگریقین داری روزی پروانه میشوی بگذارروزگار
هرچه میخواهد پیله کند{-35-}



دیدگاه · 7 ماه و 24 روز و 21 ساعت و 57 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21384828

·
❤ عزت  ❤عطر یاس  ❤
❤ عزت ❤عطر یاس ❤
یک قانونی هست که میگه

تا قبل از اینکه پرواز کنی هر چقدر خواستی بترس، فکر کن، شک کن، دو دل شو، پشیمون شو...

اما وقتی که پریدی اگه وسط راه پشیمون شدی، بازی رو باختی{-35-}



دیدگاه · 8 ماه و 22 روز و 23 ساعت و 55 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21376077

·
❤ عزت  ❤عطر یاس  ❤
❤ عزت ❤عطر یاس ❤
هر ڪہ امد بہ دلم زخم عمیقے بنشاند

ظاهرا از پے نفتند در این ویرانہ

{-35-}



دیدگاه · 10 ماه و 5 ساعت و 22 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21360970

·
❤ عزت  ❤عطر یاس  ❤
❤ عزت ❤عطر یاس ❤
گفتم : آروم رانندگي كن سرتم تو گوشي نباشه كمربندتم ببند

هرجام خوابت گرفت بزن بغل بخواب …

گفت : منم دوستت دارم{-35-}



دیدگاه · 11 ماه و 10 روز و 18 ساعت و 12 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21339508

·
آلما ؛ مدیر گروه Ж شیدائی Ж
آلما ؛ مدیر گروه Ж شیدائی Ж
دل شکسته




دیدگاه · 11 ماه و 26 روز و 13 ساعت و 57 دقيقه قبل در sheidae · ش:21333083

·
باز نشر توسط saher
امیر علیزاده
امیر علیزاده
صندلی کنار صندلی ام بگذار…
همنشینی با تــــــــــو یعنی تعطیلی رسمی تمام دردها…{-35-}



دیدگاه · 11 ماه و 27 روز و 13 ساعت و 33 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21332794

·
❤ عزت  ❤عطر یاس  ❤
❤ عزت ❤عطر یاس ❤
خنده های تلخ
سکوت معنی دار
حرف های نگفته
امیدهای به خواب رفته
متن های کوتاه و...



دیدگاه · 1 سال و 5 ساعت و 50 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21331492

·