#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]

احمد رضایی

76

مشخصات

موارد دیگر
احمد رضایی
11330 پست
21821 بازديد
امتياز : 24493.5
حرفه اي
8.4 پست در روز
مرد
مجرد


افتخارات

دنبال‌کنندگان

(122 کاربر)
احمد  رضایی
احمد رضایی
شب خوش
خورشید ....
بامت بلند باد
که دلتنگی ات مرا ........



دیدگاه · 13 ساعت و 48 دقيقه قبل · ش:21420540

·
احمد  رضایی
احمد رضایی
When I taught you
at eight to ride
a bicycle, loping along
beside you
as you wobbled away
on two round wheels,
my own mouth rounding
in surprise when you pulled
ahead down the curved
path of the park,
I kept waiting
for the thud
of your crash as I
sprinted to catch up,
while you grew
smaller, more breakable
with distance,
pumping, pumping
for your life, screaming
with laughter,
the hair flapping
behind you like a
handkerchief waving
goodbye.



دیدگاه · 13 ساعت و 54 دقيقه قبل · ش:21420539

·
احمد  رضایی
احمد رضایی
عرض ارادت
مولی جان .
دل شکسته




tasvirezendegi-ir-51449399.jpg
دیدگاه · 14 ساعت و 1 دقيقه قبل · ش:21420536

·
احمد  رضایی
احمد رضایی
اگه هوو سرت اومده، اگه شوور تو بّسن ، اگه بچه دار نمیشی، اگه زبون مادر شوور سرت درازه، اگه سیاهی واست کردن، دعای باطل السحرش پیش منه. اگه غش میکنی، اگه از ما بهترون آزارت میده، دواش پیش منه، پیه گرگ و فرج کفتار و مهر مار و مهر گیا واستخون هدهد و پنجه کلاغ و سبیل پلنگ و خون خشکیده لاک پشت و زهره سمندر و عود هندی و مصطکی ومومیائی اصل و ببین و تبّرک همه رو دارم. از مرحمت سید سادات در پنج علم کیمیا و لیمیا و سیمیا و ریمیا و هیمیا فوت آبم. اینجوری نگام نکن که مثه گداها کاسه چکنم دستم میگیرم و جلوت راه میافتم برای دوتا پول سیاه. این خودش جزو ریاضت ماس. ما مأموریم نونمونو از این راه دربیاریم. ما ماذون نیّسیم که نونمونو از علممون در بیاریم. اینو واسیه این بت گفتم که پیش خودت نگی «ای سید حقه باز اگه کیمیاگری بلدی واسیه چی مسّو طلا نمیکنی که گدائی نکنی. » نه قربونت برم. ما علمشو یاد گرفتیم اما اجازه نداریم اون وسیله زندگی خودمون قرار بدیم. ما ریاضت کشیدیم تا این علممو یاد گرفتیم.»

در این هنگام یکی از باربرهای چینی که کنار معرکه ایستاده بود، یک سکه میان معرکه انداخت.
لينک



6188.jpg
دیدگاه · 14 ساعت و 13 دقيقه قبل · ش:21420534

·
احمد  رضایی
احمد رضایی
. هرصاحب خیری که به نون سادات کمک کنه، هرگز نون گدائی تو دومنش نذاره. کجا بود اون جونمردی که منو صدا کنه و بگه بیا سید این یه نیاز اولو بگیری؟ نیاز اول رسید. از اون جوُن . برو جوُن که حق بیمارت نکنه. از چارده معصوم عوض بگیری. محتاج خلق نشی. نیاز دومم از این مادر رسید. برو زن که داغ فرزند نبینی. از صاحب پرده عوض بگیری. از چارستون بدن نیفتی. از صدیقه زهرا عوض بگیری. نیاز سومم این بچه داد. برو بچه که عمر نوح نبی بکنی. تا سرکاسه زانوات مو در نیاره از دنیا نری. از علی اکبرحسین عوض بگیری. پیرشی. از عمرت خیر ببینی. پول جیفه دنیاس. مال دنیا بدنیا میمونه. وکو آن نفر چارم تا من برم سراصل حدیث؟ کو آن نفر چارم که میخواس با علی مرتضی معامله کنی؟ هان یکی پیدا شد. نیاز چارمم رسید. برو مرد که صد در دنیا و هزار در آخرت عوض بگیری. ساقی حوض کوثر عوضت بده. از سید سادات عوض بگیری. خیالتون تخت باشه که دعائی که دادم اثرش نخورد نداره. اینم میخواسم بت بگم که بدونی من دعاها و طلسمات باطل السحر خیلی مؤثر دیگه هم دارم که اگه خواستی بعد از اونکه ذکر حدیث تموم شد میائی اینجا دردتو میگی و میگیری. اگه هوو سرت اومده،



دیدگاه · 14 ساعت و 14 دقيقه قبل · ش:21420533

·
احمد  رضایی
احمد رضایی
یعنی اگه ندی اثر نمیکنه. اما از همه نمیخوام. چارنفر که بدن مثه اینه که همه دادن. اینم مثه سلام میمونه. اگه تو با عده ای نشسته باشی و یکی وارد بشه و سلام بکنه، برتموم شماها واجبه که جواب سلامشو بدین. سلام کردن مستحبه، اما جواب سلام واجبه. اما اگه یکی از شما سلامشو جواب داد، دیگه از گردن باقی ها میفته. دیگه واجب نیس همه جواب بدن. همین چارنفر که نیاز این دعارو بدن مثه اینه که همه داده باشن.»
مجلس سیّد گرم شده بود. هرکس توانسته بود کلمات دعا را شکسته بسته سرهم کرده بود و گفته بود یا خیال میکرد که گفته. پرده و حرفهای سید رُعب بر دلها انداخته بود و مردم را افسون کرده بود. هرکس منتظر بود ببیند آخرش چه میشود. سید که نبض معرکه را در دست داشت، ناگهان ازجاش پرید و پایش را بزمین کوفت و دست راستش را تو هوا بلند کرد و از ته ناف داد کشید.

«بگو بر عمروعاص لعنت.»
جمعیت نعره کشید: «بر عمروعاص لعنت.»
باز سیّد گفت: برشکاک که اولیش شیطون علیه اللعنه بود لعنت.»

جمعیت داد زد: «برشیطون لعنت.»
سید لحن صدا راعوض کرد و آرام گفت.

«حالا چار نفر میخوام از چارگوشه این مجلس را که این چارتا نیاز تصدق کنن. هرصاحب خ



دیدگاه · 14 ساعت و 14 دقيقه قبل · ش:21420532

·
احمد  رضایی
احمد رضایی
چراغ اخر .صادق چوبک .
علی پس معنی نورعلی نور.
محمد با علی گرچه دو اسم اند.
ولی یک روح که اندر دوجسم اند.
اگر آن یک علی شد وآن محمد،
علی نبود جدا هرگز زاحمد.
یکی نوراند و از یک منبع آیند.
دو، اندر چشم احول مینمایند.
محمد سایه نور خدا بود،
علی آینه ایزد نما بود.
محمد تاجدار ملک لولاک،
علی خود باعث ایجاد افلاک.
خدا را آنکه محبوب و ولی بود،
علی بود وعلی بود وعلی بود.»

حالا میخوام دعات کنم. نیاز دعا رو حالا نمیخوام. وختی دعات کردم چارتا پول ناقابل ازت میگیرم اونم واسیه اینکه دعات اثر داشته باشه. ایندعا دعای آخرته. بدرد این دنیات شاید نخوره. این دعا رو یاد بگیر هر روز ورد زبونت باشه. دستّاتو اینجوری جفت بگیر جلوی صورتت. اگه اهل دنیا هّسی و بآخرت کار نداری نمیخواد زحمت بکشی. ول کن . اصلا نمیخواد دعا کنی. من روی سخنم با اونایه که اهل آخرتن. هرچه من گفتم تو هم کلمه به کلمه بگو. الهم… صل .. علی … محمد …. و آل … محمد… و اجرتی … من النار … وارزقتی … الجنه… وزوجنی…. من حور… والعین … آمین. حالا دسّاتو بکش بصورتت. حالا واسیه این که دعا اثر کنه باید نیاز شو بدی. یعنی اگه ندی اثر نمیکنه. اما از همه نم



دیدگاه · 14 ساعت و 16 دقيقه قبل · ش:21420531

·
احمد  رضایی
احمد رضایی
لبانت
به ظرافت شعر
شهوانی‌ترین بوسه‌ها را به شرمی چنان مبدل می‌کند
که جاندار غار نشین از آن سود می‌جوید
تا به صورت انسان درآید

و گونه هایت
با دو شیار مّورب
که غرور ترا هدایت می‌کنند و
سرنوشت مرا
شاملو



دیدگاه · 15 ساعت و 26 دقيقه قبل · ش:21420525

·
احمد  رضایی
احمد رضایی
لب اگر باز کنم
با تو سخنها
دارم .
دل شکسته




c40f954459ca3916c5c9dbef5c032d4e.jpg
دیدگاه · 15 ساعت و 43 دقيقه قبل · ش:21420523

·
احمد  رضایی
احمد رضایی
And goodness not omit
شب خوش
خورشید
و اگر باید که پیش‌تر روم
تا تو را برانگیزم
دستارهای سرخ را احضار می کنم،
ترومپت‌های صحرا را
و حلقه‌ی آتشی را
در هوا رسم خواهم کرد.



دیدگاه · 1 روز و 14 ساعت و 57 دقيقه قبل · ش:21420419

·