#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]
33

مشخصات

موارد دیگر
هیفاء
128 پست
634 بازديد
امتياز : 1013.4
نيمه فعال
1 پست در روز


افتخارات

دنبال‌کنندگان

(40 کاربر)

گروه ها

(6 گروه)
هیفاء
هیفاء
در مَن بِدَمی

مَـن زنده شوم،

یک جان چه بُود

صد جانِ منی



دیدگاه · 25 روز و 15 ساعت و 17 دقيقه قبل در sheidae · ش:21377950

·
هیفاء
هیفاء
دل شکسته




دیدگاه · 25 روز و 15 ساعت و 18 دقيقه قبل در sheidae · ش:21377949

·
هیفاء
هیفاء
فکر کنم

باران دیشب

مراشسته

امروز" تو" ام



دیدگاه · 25 روز و 15 ساعت و 18 دقيقه قبل در sheidae · ش:21377948

·
هیفاء
هیفاء
دیوانگی ام را به حسابِ تو شمردند

تحقیق شده از همه معشوق ترینی..!



دیدگاه · 25 روز و 15 ساعت و 19 دقيقه قبل در sheidae · ش:21377946

·
هیفاء
هیفاء
شرح دلتنگی من بی تو فقط یک جمله ست
تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم



دیدگاه · 25 روز و 15 ساعت و 21 دقيقه قبل در sheidae · ش:21377945

·
هیفاء
هیفاء
چشم هایت

بازماندگان حادثۀ عشق

در آوار شب هائی ست

که از آن

صدای زخمی شعر می آید

زیر آسمان بی ستاره ای

که ماهش سیاه پوشید ست



دیدگاه · 25 روز و 15 ساعت و 22 دقيقه قبل در sheidae · ش:21377944

·
هیفاء
هیفاء
هيچ وقت به رنگ تنهايي ات فكر كردي؟

به رنگ تنهايي من چطور؟

فكر ميكني رنگ تنهايي من چه رنگي است؟

.....نه اشتباه نكن جيغ بنفش كليشه اي شده
براي ما كه گاهي سرك مي كشيم به دنياي خيالي خودمان

تو هيچ وقت رنگ تنهايي مرا نخواهي فهميد .....مي داني چرا؟؟؟؟

چون هميشه در تنهايي هايم تنها بوده ام...



دیدگاه · 1 ماه و 20 روز و 2 ساعت و 24 دقيقه قبل در sheidae · ش:21369307

·
هیفاء
هیفاء
آیینه چشمانت را به من ببخش
شاید بتوانم انعکاس عشق را در آن ببینم...

وقتی از شیشه گردو غبار گرفته چشمانم عبور می کنی

به این می اندیشم که اگر چشمان من هم آیینه بود ...

بیکرانی می ساختیم از تصویر عشق

اما افسوس که هیچ بارانی نمی تواند
گردو غبار از چشمان شیشه ای ام بزداید

شاید آیینه چشمان تو زمانی در چشمان من بوده!!!!



دیدگاه · 1 ماه و 20 روز و 2 ساعت و 25 دقيقه قبل در sheidae · ش:21369306

·
هیفاء
هیفاء
چشم به راه تو دوخته ام شايد روزي
دستان انتظارم محبت بيكران تو را هديه بگيرند

چشم به راه تو دوخته ام شايد يك روز
در كنار تو چمدان تنهايي ام را باز كنم

آنوقت سوغاتي هايي را كه از شهر خاطراتم
آوردم با تو قسمت كنم

قول مي دهم اول تو سوغاتي هايت را انتخاب كني

اگر چيزي به جاي ماند من بر مي دارم

چشم به راه تو دوخته ام

شايد يك روز بتواني سنگيني غصه هايم را
پشت دوچرخه ات ببندي

وبا خود به جايي ديگر ببري

آري چشم به راه تو دوخته ام تا از راه برسي



دیدگاه · 1 ماه و 20 روز و 2 ساعت و 26 دقيقه قبل در sheidae · ش:21369305

·
هیفاء
هیفاء
در عصر های پرتقالی تو گم می شوم
و صدایت پر می شود در سکوت خالی خیابانهای تب زده شهرم

خیابان هایی که ایستگاه به ایستگاه نشان از فاصله

من و توست

فاصله هایی که با یک نگاه پر شده

و هوارشان گوش فلک را کر کرده است

وقتی قاصدک ها بوی تو را به خانه می آورند

در زمان بی زمانی عصر های پرتقالی تو

زیر مجنون ترین درخت عالم

لیلی می شوم

تا بعد از ظهر هایم برای همیشه بوی تو را بگیرند

ونفس خستگی شان

در گرمای داغ زده عشقت گم شود

عصر های پرتقالی تو را دوست دارم

چون برایم نشانی از

آب و آیینه اند



دیدگاه · 1 ماه و 20 روز و 2 ساعت و 28 دقيقه قبل در sheidae · ش:21369304

·