#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]
667
اطلاعات پروفايل خصوصي است.
ღღایرج ღღمدیر ارشد غروب دلتنگی ღღ
ღღایرج ღღمدیر ارشد غروب دلتنگی ღღ
باتو و چشم تو احساس
عجیبی دارم

توکه باشی به دلم
حس نجیبی دارم

چه بگویم شده ای
غایت صد خاطره ام

تونباشی به دلم
درد مهیبی دارم




a445d51e1c33293d1235b753e02c23ee-425.jpg
دیدگاه · 4 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 16 دقيقه قبل در غُروبِ دِلــتـَنگے · ش:21252323

·
nafise
nafise
مردی در سواحل مکزیک به هنگام غروب خورشید در حال قدم زدن بود و همانطوری که راه می رفت شخص دیگری را مشاهده کرد و درحالیکه که به او نزدیک میشد متوجه شد که او به طور مداوم خم شده و چیزی را از روی زمین برداشته و به میان اقیانوس پرتاب می کند. مرد با تعجب به او نزدیک شد و پرسید : عصر به خیر رفیق ، چکار می کنی ؟ شخص پاسخ داد : اکنون هنگام پایین رفتن آب دریا است و این ستارگان زیبای دریایی در ساحل به جا مانده اند ، اگر به داخل اقیانوس برنگردند از کمبود اکسیژن خواهند مرد ؛ من دارم آنها را به داخل آب می اندازم.
مرد به او گفت : اما هزاران ستاره دریایی در ساحل افتاده اند ، تو نخواهی توانست به همه آنها برسی ، آنها بسیار زیادند ؛ این اتفاق همه روزه در صدها کیلومتر ساحل بالا و پایین این منطقه رخ می دهد ، امکان ندارد که بتوانی تغییری ایجاد کنی !!!
آن شخص لبخند زده ، خم شد و ستاره دیگری را برداشت و همانطوری که آن را به میان اقیانوس پرت می کرد پاسخ داد : برای این یکی تغییری ایجاد شد



دیدگاه · 4 سال و 5 ماه و 1 روز و 22 ساعت و 13 دقيقه قبل در دریای عاشقان · ش:21112343

·
باز نشر توسط GISOYE-SHAB و 5 سایر کاربران