#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]
371
اطلاعات پروفايل خصوصي است.
m1349
m1349
شب باش : در پوشیدن خطای دیگران ///زمیــن باش : در فروتنی/// خورشیدباش : در مــهر و دوسـتی/// ڪوه باش : در هنگــام خشم و غضب ///رودباش : در سخاوت و یاری به دیگران ///دریــاباش : در کنار آمدن با دیگران ///خودت باش : همانگونه که می نمایی {-35-}



دیدگاه · 29 روز و 22 ساعت و 18 دقيقه قبل در نـغـمــﮧ هـاے بـے وفـایـے · ش:21416317

·
m1349
m1349
نفسم
بند نفسهای کسی هست که نیست... بی گمان در دل من جای کسی هست که نیست... غرق رویای خودش پشت همین پنجره ها... شاعری محو تماشای کسی هست که نیست... درخیالم وسط شعر، کسی هست که هست... شعر آبستن رویای کسی هست که نیست... کوچه در کوچه به دستان تو عادت می کرد... شهری از خاطره منهای کسی هست که نیست... مثل هر روز نشستم سر میزی که فقط... خستگی های من و چای کسی هست که نیست... زیر باران دو نفر،، کوچه ، به هم خیره شدن... مرگ این خاطره ها پای کسی هست که نیست..{-35-}



دیدگاه · 29 روز و 22 ساعت و 20 دقيقه قبل در نـغـمــﮧ هـاے بـے وفـایـے · ش:21416316

·
m1349
m1349
گاهي گمان نمي كني ولي مي شود، گاهي نمي شود، نمي شود كه نمي شود؛ گاهي هزار دوره دعا بي اجابت است، گاهي نگفته قرعه به نام تو مي شود؛ گاهي گداي گداي گدايي و بخت نيست، گاهي تمام شهر گداي تو مي شود...{-35-}



دیدگاه · 29 روز و 22 ساعت و 28 دقيقه قبل در نـغـمــﮧ هـاے بـے وفـایـے · ش:21416314

·
m1349
m1349
خدایا! تو را غریب دیدم و غریبانه غریبت شدم، تو را بخشنده پنداشتم و گنه کار شدم، تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم بازگشتم، تو را گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم، تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی...؟؟{-35-}



دیدگاه · 29 روز و 22 ساعت و 36 دقيقه قبل در نـغـمــﮧ هـاے بـے وفـایـے · ش:21416311

·
m1349
m1349
هر کجا محبت باشد، خدا هم هست .هر اتفاقی که می افتد، چه کوچک چه بزرگ، وسیله ای است. .برای آن که خدا با ما حرف بزند و هنر زندگی دریافت این پیام هاست. هر چه روح به خدا نزدیکتر باشد، آشفتگی اش کمتر است .زیرا نزدیک ترین نقطه به مرکز دایره، کمترین تکان را دارد خدا در قلب توست و تو در بیابان ها به دنبالش می گردی{-35-}



دیدگاه · 29 روز و 22 ساعت و 37 دقيقه قبل در نـغـمــﮧ هـاے بـے وفـایـے · ش:21416310

·
m1349
m1349
خواب و خیالنازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت// پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت //کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد //خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت// درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد //آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت //خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد// که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت{-35-}



دیدگاه · 1 ماه و 4 روز و 18 ساعت و 24 دقيقه قبل در نـغـمــﮧ هـاے بـے وفـایـے · ش:21415294

·
m1349
m1349
ﮔﺮ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﺗﺸﻨﻪ ﯼ ﺭﻭﯼ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ ﺁﺏ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ . ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﺖ ﺻﺪ ﻏﺰﻝ ﺍﺯ ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ ﻋﺎﻟﻢ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺩﯾﻮﺍﻥ ﻭ ﺷﻌﺮ ﻧﺎﺏ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ؟ . ﺟﺎﻡ ﻟﺒﻬﺎﯾﺖ اﮔﺮ ﺍﻣﺸﺐ مرا ﻣﺴﺘﯽ ﺩﻫﺪ ﺗﺎﺍﺑﺪ ﻫﺸﯿﺎﺭ ﻫﺴﺘﻢ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ . ﻏﺮﻕ ﮔﺸﺘﻦ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﺎﺯﻭﺍﻧﺖ ﻋﺎﻟﻤﯿﺴﺖ ﻋﺸﻖ ﮔﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﻦ ﻣﺮﺩﺍﺏ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ . ﺩﺭ ﺗﺐ ﻫﺮ " ﺑﻮﺳﻪ ﺍﺕ " ﺟﺎﻥ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﭘﺮ ﻣﯿﮑﺸﺪ ﮔﺮ ﻧﺒﺎﺷﯽ ﻣﻦ ﺗﻤﺎﻣﻢ،ﺗﺎﺏ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ..{-35-}



دیدگاه · 1 ماه و 4 روز و 18 ساعت و 27 دقيقه قبل در نـغـمــﮧ هـاے بـے وفـایـے · ش:21415293

·
m1349
m1349
دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود //تو در کنار من بشینی محال بود// هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود// چشمان مهربان تو پاک و زلال بود//پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری// با تو چه قدر کوچه ما بی مثال بود// نشنید لحن عاشق من را نگاه تو /// پرواز چشم های تو محتاج بال بود{-35-}



دیدگاه · 1 ماه و 4 روز و 18 ساعت و 29 دقيقه قبل در نـغـمــﮧ هـاے بـے وفـایـے · ش:21415292

·
m1349
m1349
عاشقـــی جرم قشنگیستــــ گرفتارم کـــــرد// خوابـــــ بودم که شبی عشـــــق تو بیدارم کــــــرد// آمــــدم گریه کنم تا تـــــو نگاهم بکنــــی// چــــون ستاره به تــــماشای شبــــــ تارم کرد// آمدی خواب مــــرا از چه پریشان کــــردی// گفتــــی عاشق شده ام عشق تو بیمارم کــــــرد// آمدی خانه ی ویرانه گلستــــان کــــردی// بوسه ای از لب تو شهـــــره ی بازارم کــــرد //آمــــدی دل ببری؛ یا بـــخری؛ فهمیـــــدم //وقت خوابــــــــ آمدی و عطر تو شکارم کرد //خنده های نمکینتـــــــ تو چه دانـــــی که چه کـــــرد// خشک بودم چو کویـــــر لطف تو گلزارم کـــــرد// تا تــــورا دیدم و دل را به تو دادم آنشبــــــ// مست بودم که به شب مهر تو دلدارم کــــــرد {-35-}



دیدگاه · 1 ماه و 4 روز و 18 ساعت و 37 دقيقه قبل در نـغـمــﮧ هـاے بـے وفـایـے · ش:21415291

·
m1349
m1349
ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داری
کی از مسير کوچه قصد عبور داری؟
چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابی
اي آنکه در حجابت دريای نور داری
من غرق در گناهم، کی می کنی نگاهم؟
برعکس چشمهايم چشمی صبور داری
از پرده ها برون شد، سوز نهانی ما
کوک است ساز دلها، کی ميل شور داری؟
در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت
کی در سرای چشمم، قصد ظهور داری؟{-35-}



دیدگاه · 1 ماه و 4 روز و 18 ساعت و 44 دقيقه قبل · ش:21415290

·