#Delshekaste هم اکنون يکي از اعضاي ما باشيد [عضويت سريع]
575

مشخصات

موارد دیگر
محمدرضا{ مدیر ارشد گروه حافظ حریم دل}
5012 پست
26300 بازديد
امتياز : 27633.1
حالت من: مهربون
حرفه اي
2.2 پست در روز
مرد
مجرد
استاد دانشگاه
فوق ليسانس
ايران - آذربايجان شرقي - تبریز
"آهسته" بیا چیزی هم " ننویس " ! همان که " بخوانی " بس است

افتخارات

دنبال‌کنندگان

(787 کاربر)

گروه ها

(70 گروه)
❤ عزت  ❤عطر یاس  ❤
❤ عزت ❤عطر یاس ❤
من برای دوست داشتن،
دلم را کنار گذاشته ام!
و برای دوست داشته شدن ، جانم را!
اگر توی این ماجراهای عاشقی،
مقابلم تو ایستاده باشی!..{-35-}



دیدگاه · 10 روز و 21 ساعت و 43 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21423011

·
احمد  رضایی
احمد رضایی
درست از دوازده نفر پول گرفت و سکه سیزدهمی را پس زد.چند نفری هم باو اسکناس داده بودند. بچند نفر دیگر که باز د ستشان برای دادن پول دراز بود گفت:
«الهی درد و بلاتون بخورده بجون هرچی نامرد بی مروده. پولتو نگردار برای بعد. من این دو رو باسم دوازه امام جمع کردم و سیزه تاش نمیکنم. سیزده نحسه. پولتو نگر دار. تو این پولو وقف گلوی بریده حسین کردی و در راه اونم از خودت دورش میکنی. غصه نخور. تازه اول عشق است اضطراب مکن. بهم میرسیم. پولتونو نگردارین وچشم و گشوتونو واز کنین.»

سپس آرام برگشت و جام را گذاشت گوشه دستمالی که وسط معرکه پهن بود. و بعد با گامهای شمرده بسوی پرده راهی شد و بغل آن ایستاد ونعره کشید.

« امام ششم حضرت صادق بیکی از صحابه فرمودن: میخوای یه چیزی بت یاد بدم که ترو از آتش جهنم دور نگهداره؟ عرض کرد جانم بفدایت چرا نمیخوام. مگه …………. بهترم چیزی تو دنیا هسّ؟ فرمودن بگو الهم صل آل محمد و آل محمد . حالا میخوام یه جوری این کشتی رو بلرزونی که کفار حساب کار خودشو بکنه. حال پشت سرهم سه تا صلوات بلند ختم کن.»

پس از آنکه صلواهها پشت سرهم و بلند ختم شد و لرزتازه ای ـ غیر از آنچه را که آتشخانه



دیدگاه · 1 ماه و 1 روز و 8 ساعت و 10 دقيقه قبل · ش:21420343

·
❤ عزت  ❤عطر یاس  ❤
❤ عزت ❤عطر یاس ❤
آمدی پیشم و از دیدن تو جا خوردم
بعد عمری که کنارت غم فردا خوردم

اشک باخنده چکید ازدل بیطاقت من
تا مکدر نشوی بغض خودم را خوردم

بار سنگینی رفتار مرا میبردی ..
تو ندیدی که چقدر تهمت بیجا خوردم

جای خالی من اینجا به تو خواهد فهماند
زخم بیهوده که از زخم زبان ها خوردم

سخت بر خواستم از جا که نفهمی چه شده
از سکوت تو شکستم که چنین تا خوردم

تو دوباره به همه خاطره ها خندیدی
هر چه غم بود خودم یکه و تنها خوردم

بغلت کردم و گفتم گل من شاد بمان
نگذارم تو بدانی که چه غم ها خوردم{-35-}



دیدگاه · 1 ماه و 1 روز و 8 ساعت و 52 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21420339

·
❤ عزت  ❤عطر یاس  ❤
❤ عزت ❤عطر یاس ❤
شايد دير شود ، به هر دليل ندانمی
شايد همين حالا كه يادش در تو می وزد دارد دير میشود
از كجا معلوم شايد قرار خدا به بردن آنهاييست
كه زيادی دلواپسشان میشويم !
شايد خدا دارد نگرانی ها را كم می كند ...
اما سهم ما چيست؟
شايد پرسيدن ها و ديدن ها و دوست داشتن ها ،
شايد ما بايد خيال خدا را راحت كنيم كه جايی برای نگرانی نيست !
ما اينجا حواسمان به هم هست ؛
تو سايه كن تا ما در آن نفسی تازه كنيم ...
نميدانم شايد الهی نگران كسی نشوی ، نشوم، نشويم !

{-35-}



دیدگاه · 1 ماه و 1 روز و 8 ساعت و 55 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21420330

·
❤ عزت  ❤عطر یاس  ❤
❤ عزت ❤عطر یاس ❤
ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺑﺎ ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻣﺜﻞ ﻧﻮﺷﯿﺪﻥ ﭼﺎﯼ ﮐﯿﺴﻪ ﺍﯾﺴﺖ
ﻫﻮﻝ ﻫﻮﻟﮑﯽ ﻭ ﺩﻡ ﺩﺳﺘﯽ
ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻓﻊ ﺗﮑﻠﯿﻒ
ﺍﻣﺎ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺭﻓﻊ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ
ﺩﻝ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ، ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ

ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺑﺎ ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻣﺜﻞ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﭼﺎﯼ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺍﺳﺖ
ﭘﺮ ﺍﺯ ﺭﻧﮓ ﻭ ﺑﻮ
ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻫﺎ ﺟﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﺩﻡِ ﺩﺳﺘﯽ
ﺍﯾﻦ ﭼﺎﯼ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﯼ ﺩﺭ ﻓﻨﺠﺎﻥ
ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﯽ ﺑﺎ ﺷﮑﻼﺕ ﻓﻨﺪﻗﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﯼ ﻭ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺗﺮﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻨﯽ
ﻓﻘﻂ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﭼﺮﺍ ﺑﺎﻗﯽ ﭼﺎﯼ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺩﺭ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﯾﮑﯽ
ﺩﻭ ﺳﺎﻋﺖ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺭﻧﮓ ﻗﯿﺮ ... ﺳﯿﺎﻩ

ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺑﺎ ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺩﻡﻫﺎ ﻣﺜﻞ ﻧﻮﺷﯿﺪﻥ ﭼﺎﯼ ﺳﺮﮔﻞ ﻻﻫﯿﺠﺎﻥ ﺍﺳﺖ
ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺮﻡ ﺩﻡ ﺑﮑﺸﺪ
ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﮑﺸﯽ
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﻄﺮ ﻭ ﺭﻧﮕﺶ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻤﺎﻧﯽ
ﺑﺎﯾﺪ ﺻﺒﺮ ﮐﻨﯽ
ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺎﺷﯽ ﻭ ﻣﻘﺪﻣﺎﺗﺶ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﮐﻨﯽ
ﺑﺎﯾﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﯾﺰﯼ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺍﺳﺘﮑﺎﻥ ﮐﻮﭼﮏ ﮐﻤﺮ ﺑﺎﺭﯾﮏ
ﺧﻮﺏ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﮐﻨﯽ
ﻋﻄﺮ ﻣﻼﯾﻤﺶ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﯽ ﻭ ﺁﻫﺴﺘﻪ ، ﺟﺮﻋﻪ ﺟﺮﻋﻪ ﺑﻨﻮﺷﯽ ﺍﺵ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﯽ

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺗﺎﻥ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻧﺎﺏ...


{-35-}



دیدگاه · 1 ماه و 1 روز و 8 ساعت و 57 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21420326

·
❤ عزت  ❤عطر یاس  ❤
❤ عزت ❤عطر یاس ❤


دیروز در جلسه مصاحبه استخدام پرسیدم: شغل پدر؟
گفت: شغلشان آزاد است.
گفتم: یعنی چه؟
گفت: مقداری زمین کشاورزی دارند و در کار ادوات کشاورزی هم هستند.
گفتم: یعنی فروشنده ادوات کشاورزی هستند؟
گفت: نه! متعلق به خودشان است.
گفتم: متوجه نمی شوم!!
گفت: تراکتور دارند.
گفتم: همه اینها که گفتی ، یعنی این که پدر کشاورز هستند؟
گفت: بله.

گفتم :خوب چرا از اول نمی گویی پدرم کشاورز است؟! خوب من هم بچه کشاورز هستم. این را با افتخار بگو!

یادم افتاد چند وقت قبل در موسسه با یکی از خانم های جوان منشی صحبت می کردم .
پرسیدم: پدر چکار می کنند؟
با شعف و افتخار گفت: پدرم پیک موتوری است.
منزلمان دور است. من هر روز صبح ترک موتور پدر می نشینم و یک ساعت طول می کشد تا به محل کارم برسم.
بعد خندید و گفت: من خیلی خوشبختم؛ به نظرتان چند تا دختر هستند که هر روز صبح قبل از کار این امکان را داشته باشند که یک ساعت تمام پدرشان را بغل کنند؟

اشک در چشمانم جمع شد و آرام گفتم:
آفرین دخترم! آفرین! خدا پدرت را حفظ کند!{-35-}



دیدگاه · 1 ماه و 1 روز و 11 ساعت و 48 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21420293

·
❤ عزت  ❤عطر یاس  ❤
❤ عزت ❤عطر یاس ❤
مروزتان شاد و
شمع عمرتان فروزان
برای امروزتان
برکتى عظیم،
آرزوهایی دست یافتنی
خوشبختی های ماندگار
شادیهایی از ته دل
و اشک شوق آرزومندم {-35-}



2 دیدگاه · 1 ماه و 1 روز و 12 ساعت و 16 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21420285

·
عرشیا محمدی
عرشیا محمدی
دلتنگی می دانی چیست؟!
غرق شدن در یادت،
فکر به صدایت،
و مرور هر شب خاطراتت...
دلتنگی ساده تر از همه معانی است
دلتنگی یعنی
تو نباشی
و
من تو را زندگی کنم.



photo_2019-01-31_21-16-24.jpg
دیدگاه · 1 ماه و 1 روز و 16 ساعت و 59 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21420282

·
باز نشر توسط craig و 2 سایر کاربران
❤ عزت  ❤عطر یاس  ❤
❤ عزت ❤عطر یاس ❤
از وسعت لبخند تو
جان می گیرد زندگی
بگذار لبخندت
حال تمام روزهای مرا خوب کند....





دیدگاه · 1 ماه و 2 روز و 9 ساعت و 34 دقيقه قبل در عـطـر یــاس · ش:21420263

·
αℓιяєzα
αℓιяєzα
‏سوار ماشین پسرا میشید
همینجوری داشبورد رو به هوای پاستیل خرسی باز نکنید
یهو دستتون میخوره به کـ*ـاند و م و دست به مهره هم كه بازيه



دیدگاه · 1 ماه و 2 روز و 9 ساعت و 39 دقيقه قبل · ش:21420260

·